سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید دیروز : 1
  • کل بازدید : 445
  • تعداد کل یاد داشت ها : 21
  • آخرین بازدید : 97/7/29    ساعت : 5:2 ع


بمسجدالاقصی

تاریخچه فلسطین و اشغال آن توسط اسرائیلسیاسی و امنیتی / مقاله - دوشنبه 7 اسد 1392 - 12:04پیام آفتاب: از آنجا که بریتانیا به دنبال سیطره بر منطقه عربى اطراف کانال سوئز بود، مصر را اشغال و یهودیان را ترغیب کرد تا ادعاى بی اساس خود را مبنى بر داشتن حق بازگشت به کوه کذایى «صهیون» در قدس و برپایى دولت در فلسطین، مجدداً مطرح کنند.فلسطین به لحاظ تاریخی، سرزمین اعراب فلسطین است. قبایل عرب کنعانی، بیش از هفت هزار سال قبل از میلاد، از منطقه مجاور (شبه جزیره العرب) به این سرزمین آمده و در آن سکنی گزیدند. پیش از آنکه قبایل دریای مدیترانه (Palest) به این منطقه بیایند و با کنعانی‌‏ها هم‌زیستی کنند و نام «فلسطینی» بر اهالی آن غالب گردد، قبایل عربی- نظیر یبوسی‌‏ها و فینیقی‌‏ها در این سرزمین می‌‏زیسته‌‏اند.


 موقعیت جغرافیایی فلسطین

مساحت فلسطین - که در اشغال دشمن صهیونیستی است - 27027 کیلومتر مربع می‌باشد. فلسطین بخشی از بلاد شام (سوریه، اردن و لبنان) به شمار می‌‏رود که از طرف شرق به اردن، از غرب به دریای مدیترانه، از شمال و شمال شرقی به لبنان و سوریه و از جنوب به خلیج عقبه و صحرای سینای مصر محدود می‌‏شود.
در فلسطین سه منطقه کوهستانی، دشتی و ساحلی وجود دارد که زمین‌های حاصل‌خیز کشاورزی را تشکیل می‌‏دهد. صحرای نقب در بخش جنوبی واقع شده و یک سوم مساحت فلسطین را تشکیل می‌‏دهد.

فلسطین فعلی به سه بخش تقسیم می‌‏شود:
1. سرزمین اشغالی 1948 که یک میلیون و یکصد هزار فلسطینی را در خود جای داده است.
2. کرانه باختری که مساحتی بالغ بر 5650 کیلومتر مربع داشته و شهر قدس را در برمی‌‏گیرد جمعیت فلسطینی آن قریب به یک میلیون و پانصدهزار نفر است.
3. نوار غزه با مساحتی بیش از 350 کیلومتر مربع که جمعیت فلسطینی آن حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر است.
نزدیک به 5-4 میلیون فلسطینی نیز پس از اشغال فلسطین به دست صهیونیست‌ها آواره شده و در کشورهای اردن، سوریه و لبنان زندگی می‌‏کنند.
فلسطین به لحاظ جایگاه ممتاز جغرافیایی، حاصلخیزی زمین و قداستی که از آن برخوردار است، در طول تاریخ عرصه کشمکش‌ها و درگیری امپراتوری‌‏ها بوده و مردم این دیار پیوسته و در حد توان خود، به پایداری و مقاومت در برابر مهاجمان پرداخته‌اند. از طرفی اشغالگران نیز بر سر تصاحب زمین فلسطین و از صحنه به در کردن رقیبان خویش، گاهی با هم درگیر شده‌اند.



 حضور یهود در فلسطین

حضرت ابراهیم‌ علیه السلام حوالی 1900 سال ق. م به همراه برادرزاده‌اش (لوط) از عراق هجرت کرد و در فلسطین رحل اقامت گزید و مردمان این سامان را به توحید فراخواند. پس از آن عبرانی‌‏ها (یهودیان راستین)، در قالب عشایر دامپرور و در جست‌وجوی آب و غذا، به این منطقه آمده و در میان مردمان این دیار- که از روی نوع دوستی و مهمان نوازی آنها را پذیرفته بودند اقامت گزیدند. اما وقتی تعدادشان فزونی یافت، شروع به درگیری با میزبان کرده، کوشیدند بر پاره‌ای از مناطق و اماکن مقدس چیره شوند. اوج اقتدار یهود در دوران حکومت حضرت سلیمان بود که بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های آباد آن روز را تصرف خود داشتند. اما خلق و خوی متکبّرانه یهودیان و اختلافی که بین آنان پیش آمد، آنها را از هم متفرق کرد و باعث شد حکومت آنان، چند سالی بیش دوام نیاورد و پس از مرگ سلیمان، به دست بخت‌النصر بابلی از میان برود. در این زمان بیشتر آنها به اسیری گرفته شدند گرچه بعدها جمعی از آنان به وسیله کوروش به فلسطین بازگردانیده شدند.
در تورات از نبردهای بسیاری که فلسطینی‌‏ها در رویارویی با یهودیان غاصب داشته‌اند، سخن به میان رفته است. در مقطعی دیگر رومیان با پذیرش مسیحیت، با یهودیان درگیر شده، شمار کثیری از آنها را کشتند. بدین سان حضور یهودیان پایان یافت و آنان در گوشه و کنار جهان پراکنده شدند.

 معراج نبی‌ اکرم‏صلی‌ الله علیه وآله

ده سال پس از مبعث رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله، پروردگار یکتا، پیامبر خود را شبانه به مسجدالاقصی در فلسطین برد و از آنجا به آسمان عروج داد. علاوه بر اینکه قدس نخستین قبله گاه مسلمانان بود. در سال 16 ه. ق مسلمانان فلسطین را فتح کردند و اغلب مردم این دیار اسلام آورده و در فتوحات اسلامی در شام، مصر و مغرب شرکت جستند. اصالت عربی و فتوحات مسلمانان، اثر به سزایی در سازگاری مردم این دیار با اسلام داشت. در زمان فتح قدس، هیچ یهودی‌‏ای در شهر وجود نداشت چرا که به وسیله مسیحیان از ورود به آن منع شده بودند و از سویی آنان با مسلمانان شرط کرده بودند که از ورود آنها (یهودیان) به قدس جلوگیری کنند.
بدین ترتیب مسجدالاقصی، سومین حرم شریف گشت و فلسطین، به استثنای دوره اشغال به وسیله صلیبی‌‏های قرون وسطی (1099 م) - که سرانجام به دست صلاح‌الدین ایوبی (1187 م) آزاد شد - پیوسته بخشی از خلافت اسلامی بود.
فلسطین و قدس دگر بار و به دنبال اشغال فرانسوی‌‏ها، به رهبری ناپلئون- که توانسته بود برای مدتی کوتاه چند شهر فلسطینی را به اشغال درآورد به آغوش مسلمانان بازگشت.
احمد پاشا الجزار، فرمانده شهر عکا و نیروهای [فلسطینی‌‏] تحت امر او، توانستند در سال 1799 م. ناپلئون را شکست داده و او را وادار به فرار کنند. ناپلئون در زمان خروج از فلسطین، این جمله را بر زبان راند: «آرزوهایم (برپایی امپراتوری در این منطقه عربی) را پای دیوارهای عکا به خاک سپردم». گفتنی است ناپلئون از یهودیان جهان و بقایای آنها در فلسطین خواسته بود، در کنارش بجنگند و در مقابل برایشان دولتی در فلسطین دایر کند که حامی منافع فرانسه در منطقه باشد.

 صهیونیسم و فلسطین

از آنجایی که بریتانیا، قصد سیطره و چنگ‌اندازی بر منطقه عربی اطراف کانال سوئز را داشت، مصر را اشغال و یهودیان را ترغیب کرد تا ادعای بی‌‏اساس خود را مبنی بر داشتن حق بازگشت، به کوه کذایی «صهیون» در قدس و برپایی دولت در فلسطین، مجدداً مطرح کنند دولتی که حامی منافع بریتانیا در منطقه بوده و از کمک‌های همه‌جانبه این کشور برخوردار باشد.
بریتانیا در همین زمینه، مشوق تئودور هرتسل (خبرنگار یهودی‌‏تبار اتریشی) در امر دعوت از یهودیان جهان، برای تأسیس دولت صهیونیستی در فلسطین بود و عملًا نخستین کنگره صهیونیستی در شهر پازل سوئیس) 1897 م) با حضور صدها تن از شخصیت‌های یهودی سراسر جهان برگزار شد. در این اجلاس شرکت کنندگان موافقت کردند برای بازگرداندن یهودیان جهان به فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی، علیه ملت و صاحبان راستین آن، تلاش کنند و در همین راستا مؤسسات مالی چندی، برای تحقق این هدف شوم دایر کردند. هرتسل هم به نوبه خود کوشید سلطان عثمانی (عبدالحمید دوم)، در مقابل پرداخت چند میلیون سکه طلا، با تسلیم فلسطین به یهودیان موافقت کند. سلطان عبدالحمید این پیشنهاد را رد کرد و تأکید نمود که سرزمین فلسطین، متعلق به مسلمانان بوده و حتی با پول همه یهودیان آن را نخواهد فروخت. بدین جهت یهودیان وی را در سال 1908 م. سرنگون ساختند. هرتسل که از این نیرنگ طرفی نبسته بود، راهی آلمان، ایتالیا و روسیه شد تا آنها، یهودیان را در اشغال فلسطین یاری رساند امّا آنها از این کار سر باز زدند زیرا فلسطین سرزمینی است که مردم خودش را داشته و تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بود. او که دست خالی از این کشورها بازگشته بود، به مشوق اصلی و مروّج ایده صهیونیستی (بریتانیا) روی آورد و این کشور تعهد داد از طرح تشکیل رژیم صهیونیستی حمایت کند.
به دنبال شروع جنگ اول جهانی، بریتانیا در سال 1917 م. با موافقت فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای غربی، بیانیه‌ای را صادر کرد و به وسیله بالفور (وزیر خارجه وقت این کشور) به روچیلد (سرمایه‌دار یهودی) قول داد: وطن قومی برای یهودیان در فلسطین ایجاد کند. این وعده به «بیانیه بالفور» موسوم شد. در سال 1918 م. (هم‌زمان با شکست ترکیه و اشغال فلسطین به‌وسیله بریتانیا)، کشورهای یادشده تلاش کردند زمینه برپایی دولت یهودی را در فلسطین مهیا سازند. در همین رابطه جامعه ملل با قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، به منظور برپایی دولت یهودی در آن موافقت کرد. بریتانیا نیز نماینده‌ای یهودی تبار (هربرت صاموئیل) را در سال 1920 م. به فلسطین گسیل داشت تا مقدمات کوچ یهودیان سراسر جهان را به آنجا فراهم آورد. بریتانیای استعمارگر به موازات این اقدام، به تجهیز و آموزش نظامی یهودیان پرداخت و زمین‌های وسیعی را در اختیار آنان قرار داد تا شهرک‌هایی را احداث کنند.

 ایستادگی‌ فلسطینیان

فلسطینیان از همان ابتدا در برابر قیمومیت بریتانیا و باندهای صهیونیستی، پایداری و مقاومت کردند و برای دفاع از زمین و پاسداری از مقدسات، گروه‌های جهادی تشکیل داده، تظاهرات و اعتصاب‌های عمومی به راه انداختند. قیام‌های 1920، 1923 و 1929 (معروف به انقلاب براق) از آن جمله است. انگلیسی‌‏ها قیام‌های فلسطینیان را سرکوب و هزاران تن را کشتند یا به زندان انداختند تا از این رهگذر، خدمتی به باندهای صهیونیستی انجام داده باشند. شیخ عزالدین قسام با تشکیل گروه‌های اسلامی- جهادی، به نبرد با انگلیسی‌‏ها و صهیونیست‌ها پرداخت و سرانجام در سال 1935 م. به شهادت رسید. در پی شهادت وی، فلسطین به رهبری حاج امین حسینی (مفتی اعظم قدس)، یکپارچه قیام شد و حسن سلامه، عبدالرحیم الحاج محمد و عبدالرحیم مسعود و از شاگردان قسام، عملیات متعددی را بر ضد ارتش انگلیس و صهیونیست‌ها انجام دادند به طوری که بریتانیا برای سرکوب انقلاب مردم فلسطین، ژنرال مونت کوری جنایتکار را فراخواند. نامبرده در سرکوب مردم مبارز فلسطین، نهایت قساوت را به کار برد به گونه‏‌ای که زندان‌ها مملو از زندانیان، خانه‌ها ویران، زمین‌های بسیاری مصادره و معیشت مردم بسیار سخت گردید.
قیام‌های مردم فلسطین، تداوم داشت و به موازات آن، کوچ یهودیان سراسر جهان با هدف اشغال فلسطین نیز ادامه یافت تا اینکه پس از پایان جنگ دوم جهانی) 1945 م)، بریتانیا و آمریکا توانستند در سال 1947 م. از طریق سازمان ملل متحد قطعنامه تقسیم فلسطین را صادر کنند. به موجب این قطعنامه جائرانه، فلسطین بین فلسطینیان و یهودیان اشغالگر- که تعدادشان از 15 جمعیت ساکن آنجا فراتر نمی‌‏رفت و تنها 7 از سرزمین فلسطین به آنان اعطا شده بود تقسیم گردید. البته فلسطینیان، اعراب و مسلمانان با تقسیم فلسطین مخالفت کردند. فلسطینیان به جهاد و مبارزه خویش ادامه دادند و عبدالقادر الحسینی (رهبر مجاهدان)، سرانجام در سال 1948 م. در جریان نبرد (القسطل) به شهادت رسید.



 غصب فلسطین (سال 1948 م)

بریتانیا پس از اطمینان از توان باندهای صهیونیستی در فلسطین و حمایت و پشتیبانی آمریکا و جهان غرب و شوروی از برپایی کشوری برای یهودیان، اعلام داشت که از فلسطین بیرون خواهد رفت و چنین نیز شد. ارتش انگلیس در 1948 م. پس از واگذاری مراکز و تسلیحات نظامی خود به باندهای صهیونیستی و ابقای برخی از فرماندهان در خدمت اهداف یهودیان، خاک فلسطین را ترک کرد. بن گوریون رهبر باندهای صهیونیستی، از این وضعیت سوء استفاده کرد و تأسیس کشور «اسرائیل» در سرزمین‌های اشغالی 1948 م. را اعلام نمود. مدتی بعد آمریکا، دولت صهیونیستی را به رسمیت شناخت و به دنبال آن اتحاد جماهیر شوروی هم چنین کرد. کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری و بعد سازمان ملل متحد، این دولت غاصب را به رسمیت شناختند.
فلسطینیان این ستم و ناروایی را نپذیرفته، به نبرد با صهیونیست‌ها پرداختند. در این نبردها، نیروهایی از ارتش کشورهای مصر، اردن، سوریه، لبنان، عراق و و نیروهای داوطلب اخوان المسلمین شرکت جستند لیکن به دلیل ضعف تدارکاتی و تسلیحاتی و حضور استعماری بریتانیا و فرانسه در اغلب کشورهای منطقه و خیانت برخی از رهبران، منجر به شکست این نیروها و آوارگی صدها هزار فلسطینی گشت. به دنبال این جنگ، کرانه باختری، قدس و نوار غزه همچنان در دست فلسطینیان و به دور از اشغالگری صهیونیست‌ها باقی ماند لیکن کرانه باختری‌‏و قدس تابع اردن و نوار غزه تابع مصر گشت.
پس از جنگ 1948 م. کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلیس دولت غاصب صهیونیستی را به سلاح‌های پیشرفته (هسته‌ای، میکروبی و شیمیایی) مجهز ساختند. به رغم ناکامی، فلسطینیان، آنان دست از مقاومت و پایداری برنداشته و گروه‌های چریکی تشکیل دادند. این نیروها حمله به شهرها و شهرک‌های صهیونیستی را در دستور کار خود قرار دادند.

 تجاوز سه جانبه (سال 1956 م)

در سال 1956 م. انگلیس، فرانسه و اسرائیل، در توطئه‌ای مشترک، تجاوز سه جانبه‌ای را علیه مصر تدارک دیدند و صهیونیست‌ها نوار غزه و بخشی از سینا را اشغال کردند. اما بر اثر فشارهای جهانی و عملیات مقاومت، ناگزیر از این مناطق خارج شدند. در سال 1963 م. سازمان آزادی‌‏بخش فلسطین به رهبری احمد شقیری، شکل گرفت و صاحب سپاهی در نوار غزه شد. همچنین جنبش‌های چریکی نظیر جنبش فتح، جبهه خلق و تشکیل شدند و توانستند عملیات چریکی بسیاری را از خاک سوریه علیه صهیونیست‌ها به مورد اجرا بگذارند و تلفات و ضایعات قابل توجهی به آنان وارد سازند. اسرائیل در سال 1967 م. با حمایت آمریکا، جنگی را علیه مصر و سوریه به راه انداخت و سینای مصر و ارتفاعات جولان سوریه را- علاوه بر سایر بخش‌های فلسطینی به اشغال خود درآورد. اما ملت فلسطین همچنان به مقاومت خود در برابر اشغالگری صهیونیستی ادامه داد. پس از شکست 1967 م. عملیات نظامی- چریکی فلسطینی، از خاک اردن علیه صهیونیست‌ها گسترش یافت و خطر و تهدیدی بالقوه برای یهودیان غاصب گردید. به دنبال این تحولات آمریکا و صهیونیست‌ها، اردن را تحت فشار قرار دادند و این کشور در سپتامبر 1970 م. فعالیت چریکی فلسطینیان را درهم کوبید. کارهای چریکی از این پس، به سوریه و لبنان انتقال یافت.
در سال 1973 م. سوریه و مصر توافق کردند برای آزادسازی خاک اشغال شده خویش، با صهیونیست‌ها بجنگند و اگر دخالت مستقیم آمریکا در جنگ نبود، شکست کامل صهیونیست‌ها رقم می‌‏خورد. در پی این حوادث، مذاکرات آتش‌بس میان مصر و رژیم صهیونیستی زیر نظر آمریکا آغاز و کار به جایی رسید که انور سادات (رئیس جمهور وقت مصر)، در سال 1987 م. به طور یک جانبه و در کمپ دیوید آمریکا، صلحی را با صهیونیست‌ها امضا کرد. مصر با امضای این قرارداد، عملًا از گردونه درگیری با دشمن صهیونیستی خارج شد لیکن خداوند سبحان خروج مصر را به واسطه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی‌‏رحمه الله جبران کرد. رهبر عظیم‌الشأن ایران سفارت اسرائیل را تعطیل و سفارت فلسطین را به جای آن دایر فرمود و اعلام داشت: «اسرائیل غدّه‌ای سرطانی است و باید ریشه کن شود». همچنین روز جهانی قدس را اعلام و سپاه قدس را تأسیس کرد. این خط مشی و سیاست حکیمانه و حمایت از مبارزات بحق مردم مسلمان فلسطین، به وسیله جانشین شایسته ایشان مقام معظم رهبری و مسئولان نظام اسلامی، با همان قوت ادامه دارد.



تجاوز به لبنان

عملیات چریکی فلسطینیان - که از لبنان بر ضد اسرائیل شدت یافته و کیان غاصب آنها را به خطر انداخته بود - صهیونیست‌ها، آمریکائیان و فالانژیست‌های مسیحی لبنان را به تدارک توطئه‌ای مشترک علیه فعالیت چریکی آنان واداشت به طوری که در سال 1982 م. ارتش صهیونیستی به فرماندهی شارون جنایت پیشه و با حمایت آمریکا و اروپا، به خاک لبنان تجاوز و بیروت را اشغال کرد. در این تجاوز هزاران چریک و غیرنظامی فلسطینی به قتل رسیدند و رزمندگان فلسطینی مجبور به ترک لبنان شدند. رژیم صهیونیستی در سال 1978 م. با مصر قرارداد صلح امضا کرد. در سال 1987 م. مردم فلسطین در کرانه غربی و نوار غزه، علیه صهیونیست‌ها یکپارچه قیام کردند و نیروهای جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) فعالانه در انتفاضه شرکت جستند و تلفات فراوانی بر صهیونیست‌ها وارد کردند. همین امر آمریکا را بر آن داشت تا در سال 1991 م. با هدف تحمیل صلح در منطقه، کنفرانسی را در مادرید برگزار کند. نتیجه این کنفرانس توافق ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) با صهیونیست‌ها و امضای موافقت نامه اسلو) 1993 م) بود. ساف، دولت غاصب (اسرائیل) را به رسمیت شناخت تا در مقابل، صهیونیست‌ها نیز این سازمان (ساف) را به رسمیت بشناسند. پس از آن، مذاکرات بدون هیچ ثمری آغاز گشت و به موازات آن مقاومت مردم فلسطین ادامه یافت. در سال 1994 م. اردن نیز در منطقه «وادی عربا» موافقت نامه‌ای با رژیم صهیونیستی به امضا رساند. ملت فلسطین به مقاومت خود ادامه دادند تا اینکه انتفاضه اقصی در سال 2000 م. شروع شد و صدها کشته و هزاران زخمی بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرد.
منبع: وبلاگ افقعناوین مرتبطوزیر خارجه امریکا درخصوص فلسطین به اسرائیل 

 

 







      

صهیونیسم چیست و چه اهدافی دارد؟

         
 
 

تعریف صهیونیسم

صهیون، نام موقعیتی در بیت‌المقدس است (ر.به‌فرهنگ نفیسی ج3، ص218) که هیکل‌ سلیمان‌، مسجدالاقصی‌ و قبه‌الصخره روی ‌آن ساخته شده است[1](جمال‌زاده 1386، ص59). گاهی نیز مقصود تمام شهر اورشلیم است یعنی شهر برگزیده‌ خدا یا شهر آسمانی. این اصطلاح درمیان‌ علما متداول است که آرزوی قوم‌خداوند صهیون است (خزایی 1389، ص26).

اما واژه‌ صهیونیسم که برگرفته از این کلمه است، (و این نام‌گذاری آیینه‌ی تمام‌نمای هدف یهودیان ازاین نهضت می‌باشد) یک جریان ناسیونالیستی متعصب متعلق‌به بورژوازی[2] یهود، برای به وجود آمدن‌ کشور خودمختار یهودی در فلسطین می‌باشد. صهیونیسم جنبشی سیاسی و هدف آن جذب یهودیان و فراهم کردن زمینه های مهاجرت آنها به فلسطین است تا بدین وسیله دولتی یهودی به عنوان نماد فرهنگ و دین یهود تشکیل دهند و مشخصه بارز آن نژادپرستی یهودی باشد. این جنبش در اواسط قرن نوزدهم میلادی به رهبری تئودور هرتزل فعالیت خود را آغاز کرد. این جنبش با نام "صهیونیزم" در واژگان سیاسی جهان تثبیت شد و علی‏رغم این که گرایشی فراگیر در میان فعالان مذهبی و سیاسی یهودی نبود، به دلیل انطباق با اهداف قدرت‏ های آن روز اروپا، خصوصاً دولت بریتانیا و در مرحله بعد فرانسه، مورد حمایت سرسختانه و گسترده آنان قرار گرفت و توانست سکان هدایت اکثریت فعالان سیاسی و مذهبی یهودی را به دست بگیرد. نظریه‏ پردازان صهیونیست بسیار علاقمندند "صهیونیزم" را به عنوان اندیشه‏ ای معرفی کنند که ریشه در اعماق تاریخ دارد ولی تمایلی برای ارائه ادلّه مستدل برای اثبات این مدعا از خود نشان نمی‏ دهند.

"ناهوم سوکولف" نویسنده کتاب "تاریخ صهیونیزم" و از رؤسای "آژانس یهود" مدعی شده است: "اندیشه صهیونیزم به اندازه قوم یهود قدمت دارد و نمایندگان اندیشه و مکتب یهود، آن را ترویج کرده بودند"؛ اما "موشه منوهین" یکی از اندیشمندان نامدار یهودی در کتاب خود آورده است: "تا سده نوزدهم چیزی به نام "ناسیونالیزم سیاسی یهود" (صهیونیزم) وجود نداشت و ناسیونالیزم سیاسی تعصب‏ آمیز و خودخواهی جهان قرن نوزدهم اروپا بود که ناسیونالیزم سیاسی مصیبت‏ بار احمقانه یهود (صهیونیزم) را زایید". (zionism.pchi.ir) اهداف صهیونیسم در تأسیس وطنی ملی برای یهودیان خلاصه می شود. آنها در کنفرانس بال در آغاز سال 1897م. فلسطین را به بهانه این که در برهه ای از زمان در آن زیسته اند، انتخاب کردند. جنبش صهیونیسم عملاً موفق شد که حکومتی خارجی در قلب سرزمین های عربی یعنی در فلسطین تشکیل دهند و بیش تر ساکنان این سرزمین را آواره کنند. صهیونیست ها همچنین موفق شدند حمایت بیش تر اعضای سازمان ملل را کسب کنند و پس از به رسمیت شناختن دولت عبری به وسیله این کشورها نوعی مشروعیت بین المللی کسب کردند. پس از فروپاشی خلافت عثمانی و کناره گیری ترکیه از جهان عرب و اسلام، فلسطین تحت قیمومت انگلستان درآمد و پس از انتقال مرکز ثقل صهیونیسم جهان به بریتانیا تعدادی از صهیونیست ها به مناصب عالی از جمله عضویت در کابینه دولت انگلیس و پارلمان این کشور رسیدند و بالفور وزیر امور خارجه وقت انگلستان با صدور بیانیه معروف خود بخشی از فلسطین را به صهیونیست ها بخشید. این چنین دولت اسرائیل در 15 مه 1948 درست زمانی که نیروهای بریتانیای فلسطین را ترک کردند، تشکیل شد. (yahood.net) صهیونیسم جدید پس ازپیدایش موج تازه‌ی یهودستیزی و زیر نفوذ موج جنبش های ناسیونالیسم اروپایی درقرن19پدیدآمد. بااین اعتقاد که ملت واحد یهود باید درکشور فلسطین دولت داشته‌ باشد. ومرکزیت امروزی‌آن‌ درآمریکا فعالیت همه‌ی‌ صهیونیست ها را کنترل می‌کند(بابایی1384، ص378وجمال‌زاده‌، ص59وآشوری1387، ج1،ص226).

این مسلّم است که علاقه یهودیان به سکونت در مجاورت "بیت‏ المقدس" و یا دیگر سرزمین‏ های بین "نیل تا فرات"، قدمت تاریخی دارد، اما تا قرن نوزدهم، این علاقه، تنها با مقاصد زیارتی و مذهبی دنبال می‏ شد، همان‏گونه که در میان مسلمانان سراسر جهان، زیارت یا مجاورت با اماکن متبرکه در "مکه" و "مدینه" تمایلی مذهبی است. بنابراین تلاش تئوریسین‏ های صهیونیزم برای پیوند دادن تمایلات مذهبی یهودیان جهان به "فلسطین" و "دیگر سرزمین‏ های نیل تا فرات" به جنبش صهیونیزم و تراشیدن عقبة تاریخی برای این پدیده نوظهور، فاقد اعتبار است. در هیچ نقطه از کتاب‌های "تورات" یا "تلمود" (کتب مقدس یهودیان) وظیفة تشکیل نظام سیاسی و اختصاصی یهودیان در این سرزمین‌ها، به یهودیان تکلیف نشده است اما نه تنها در منابع مقدس یهودیان، بلکه در متون آسمانی مسلمانان و مسیحیان هم تشکیل یک حکومت جهانی بر پایه یکتاپرستی به پیروان ادیان ابراهیمی وعده داده شده و در تمامی این ادیان، "بیت المقدس" به عنوان کانون و مرکز ثقل منازعات و نبردهای نهایی جهت تشکیل این حکومت معرفی شده است.

در قرن نوزدهم، همزمان با رواج و تثبیت تقسیم‏ بندی جدید سیاسی در اروپا بر مبنای "دولت - ملت"، گروهی از نخبگان سیاسی و مذهبی یهودی هم پیرو فضای غالب بر مغرب‌زمین، به فکر تمرکز و تجمع یهودیان در محدوده جغرافیایی معینی با دولتی مختص به خود افتادند و ایده‏ های خود را در محافل سیاسی آن روزگار، منتشر کردند. اما این اندیشه تا زمانی که به سرمایه‏ داران یهودی اروپا ارائه نشد، مورد توجه و تأمل جدی قرار نگرفت (zionism.pchi.ir).

یهودیان که پس از ویرانی اورشلیم درسراسر جهان‌ پراکنده شدند، وحدت‌ دینی خود را حفظ کردند و به علت آزار و شکنجه هایی که درطول تاریخ به عنوان یک اقلیت نژادی و دینی می دیدند، هرگز آرزوی "ارض موعود" را از یاد نبردند.وهمین آرزو سبب‌ اصلی این حرکت بود. پس از تشکیل صهیونیسم جهانی، مهاجرت یهودیان علیرغم مقررات سخت، به فلسطین آغازگشت. درپایان جنگ‌ جهانی‌دوم نیز، فکر تشکیل یک‌ دولت‌ یهودی دراسرائیل به‌ طور جدی مطرح می‌گردد و در پی تقسیم ‌فلسطین به وجود می‌آید. (در حقیقت، آنها این‌ واقعیت را که در فلسطین ملتی با تمدن‌ اصیل ‌و غنی ساکن است را نادیده‌ گرفته و با اخراج روز افزون اعراب مسئله ‌‌‌"آوارگان فلسطین" را به وجود آوردند.)

صهیونیسم برای نیل به هدفش، احتیاج به نفوذ در افکار جهانی داشت. لذا از قالب یک ایدئولوژی ساده، تبدیل به ‌یک سیستم‌ ارتباطات ‌پر شاخه شد. شالوده صهیونیسم بر توسعه‌طلبی، نژادپرستی و نفاق‌افکنی در میان‌ ملل جهان نهاده شده‌ است. این‌ سازمان دارای‌ مراکز اطلاعات ‌و جاسوسی در اکثر کشورهای‌ جهان است. مهمترین و کارسازترین‌ حربه‌ صهیونیسم جهانی عبارت ‌است‌ از: بهره‌گیری از رسانه‌های عمومی در سراسر دنیا(بابایی1384 ،ج1،ص378 و ربه طلوعی 1386،ج1،ص59).

صهیونیسم برای تسخیر جهانی خود، نیازمند ابزاری نافذ با کارکردهای قطعی است. استفاده از رسانه، به شدت در سوابق آنها به چشم می‌آید. چرا که آنها به دنبال قلب حقایق و باورهای عموم مردم هستند. و این مهم تنها به کمک ابزاری جهان‌شمول ممکن است. لذا در بخش دوم مقاله به‌ تأثیرات این ابزار می‌پردازیم. تا علت انتخاب یهودیان روشن گردد.

شناخت یهودیان درطول تاریخ، از آن جهت ضروری می‌نماید که بدانیم استبداد و استعلاء بر سایر مردم، از خصوصیات ذاتی آنهاست و با شناخت تاریخی آنان رویکرد امروزیی شان را بهتر تحلیل کنیم. آنها سایرین را حتی در حد یک انسان نیز نمی‌دانند. ازهمین روی برای اثبات این برتری، و به دلیل باور قلبی آنها به این اصل، همواره از کلیه‌ اقدامات تبلیغاتی فروگذار نکرده‌اند.

در‌ مسیر تاریخ، یک چهره‌ ‌کریه ‌از بنی‌اسرائیل‌ رخ‌ می‌نماید که به‌ عنوان ‌یک ‌ملت ‌متکبر و پریشان، نمود جاه‌طلبی‌ بی‌محتوایی‌ که‌ افراد بشر را به‌سوی گمراهی آشکار سوق‌ می‌دهد، شناخته‌ شده اند. خداوند متعال، پیامبران ‌متعددی‌ را به ‌سوی‌ ملت ‌بنی‌اسرائیل ‌اعزام‌ نمود تا آنان ‌به‌ آیین ‌یهود درآمدند. اما پس‌ از مدتی‌ تدیّن‌ آنها‌ به‌ سمت ‌طغیان‌ و استبداد، متحول‌ گردید. به‌ صورتی‌ که‌ به‌ دیگران ‌به ‌دیده‌ی ‌بردگان ‌خود می‌نگریستند و همین ‌بلندپروازی ‌بود که ‌بنی‌اسرائیل را به ‌تساهل‌ در قتل و کشتار دیگر ملت ها و تهمت ‌و شکنجه و آزار آنان ‌واداشت. این اعتقاد سوء در کوچک ‌شمردن ‌دیگر ملل‌ جهان و سوءرفتار آنان به‌ نام دین‌ و مذهب تمام شده است. نسل های ‌بعدی‌ یهود نیز با الهام گیری از این تعالیم، تربیت ‌یافته وبنابراین طغیان‌ یهود به ‌صورت تدریجی، چند برابر شده است. یهودیان ‌بیم‌ آن ‌داشتند که ‌مردم‌ از مسیر انحرافی ‌و اعمال آنها درحق‌سایر ملل ‌و توده‌ها، آگاهی‌ یابند. لذا به ‌تلاش‌ در تسلط‌ بر تاریخ ‌و وسایل‌ تبلیغاتی، رو آوردند و جرائم ‌خود را به ‌دشمنانشان نسبت‌ دادند (الطایی 1384 ، ج1، ص12).

‌بخش‌ عمده‌ای‌ از تاریخ‌ قرآن به‌ بازگویی تاریخ بنی‌اسرائیل و یهود، در رویارویی‌ آنان ‌با پیامبر آخرالزمان پرداخته‌ است و همین کافی‌ است که نویسندگان‌ مسلمان به این مسئله توجه کنند. اما با نگاهی گذرا به کارنامه‌ آثار آنها چنین‌ چیزی را نخواهیم‌ یافت. چرا که یهود برای تأثیرگذاری‌ بر تاریخ، تلاش فراوانی‌ کرده و هزینه های هنگفتی ‌برای تحریفش پرداخته ‌است. لذا در آن اثری از جنایات یهودیان یافت نمی شود.  ایجاد سیستمی برای حذف‌ و سانسور کتاب ها و نوشتارهای ‌ضد یهودی از این جمله است(ارجینی1385، ص195).

اهداف صهیونیسم چیست؟

1- بازبس گیری ارض موعود

یهودیان معتقدند که همه مردم جهان به آن ظلم کرده اند به این علت کینه کلیه ملت ها به ویژه عرب ها را به دل گرفته اند. صهیونیست ها بر این باور هستند که ملت های عرب سرزمین آنها را سلب کرده اند و لذا یکی از اهداف اصلی صهیونیزم پس گرفتن سرزمین موعود است تا در آن جا نظم نوین جهانی را اعلام کنند.

صهیونیست‌ها با استناد به تورات، مدعی مالکیت فلسطین هستند. مطالعه تورات نشان می‌دهد که خداوند زمین فلسطین را به ابراهیم(علیه السلام) عطا فرمود و به او تأکید کرد که نسل او باید موحد باشند وگرنه خداوند آنها را از این زمین اخراج خواهد فرمود. این شرط به وسیل? حضرت موسی(علیه السلام) نیز مؤکد شد و خدای حکیم در این خصوص از یهود پیمان محکمی گرفت. اما این شرط رعایت نشد و خداوند دو نوبت بنی‌اسرائیل را از فلسطین تبعید فرمود و در نوبت سوم آنها را برای همیشه نفی بلد کرد. بنی‌اسرائیل نخستین مرتبه در زمان یوسف(علیه السلام) به مصر تبعید شدند و تا چهار نسل در آنجا ماندند تا وقتی که خداوند به واسط? حضرت موسی(علیه السلام) آنها را به فلسطین باز آورد. نوبت دوم تبعید یهود، در سال 586 قبل از میلاد به بابل بود البته بعد از آنکه بخت النصر اورشلیم را فتح کرد و معبد سلیمان را تخریب نمود. و نهایتاً در سال هفتاد میلادی، چهل سال بعد از اتمام حجّت حضرت عیسی(علیه السلام) با این قوم، بلای خداوند به توسط رومیان بر این قوم نازل گشت و یهودیان برای ابد از فلسطین اخراج شدند. تنها راه بازگشت یهود به فلسطین آن است که توبه کنند و از راه پدران خود بازگشت نمایند. این موضوع از آیه هشتم سوره إسراء استنباط می‌شود (عَسىَ‏ رَبُّکمُ‏ أَن یَرْحَمَکمُ‏ وَ إنْ عُدتمُ‏ عُدْنَا)

یهودیان بهتر از هر کس دیگر، به این حقایق واقفند و برای همین است که هجده قرن بعد از اخراجشان از فلسطین برای بازگشت به آن زمین مقدس اقدامی نکردند. اما بدعت گذاران یهود در اواخر قرن 19 مدعی مالکیت فلسطین بر اساس تورات شدندfaraghlit.com)).

تئودر هرتزل _بنیان‌گذار رژیم‌ صهیونیستی _ در مورد استراتژی‌های خود دراین رژیم، می نویسد: "مرزهای‌ اسرائیل به‌ اندازه‌ای وسیع خواهد بود که مرزهای دولت‌های‌ داود و سلیمان ‌را در بر گیرد. این‌ مرزها براساس نیازها و افزایش‌ مهاجران متغیر خواهد بود". طبق این تفکر، توسعه‌طلبی به عنوان جزء لاینفک صهیونیسم، نیازمند برنامه‌‌ریزی های کلان رسانه‌ای و نظامی می‌باشد. لذا از جمله برنامه‌های مهم استراتژی آنان، تصرف مقدار بیشتر از زمین‌های ‌کشورهای‌ مجاور و اخراج اجباری‌ ساکنان‌ آنها با استفاده ازخشونت ‌مستمر و تهدید اعراب است. ایجاد جنگ روانی به منظور ارعاب و اجبار اعراب، و تشویق مادی آنها برای مهاجرت و فرارکردن راه حل این مشکل بود(صفاتاج 1382 ، ج1، ص144).

موجودیت‌ اسرائیل براساس ‌شهرک‌سازی است و از همین‌ روی، توسعه‌طلبی - که از عمق‌ باورهایشان برمی‌خیزد - جزء طبیعت ‌این‌ رژیم است. این‌ فکر براساس اعتقادات‌ فکری ‌و سیاسی‌ آنهاست، ازجمله:

الف)تشکیل دولت‌ اسرائیل برسرزمین داوود و سلیمان با تصرف‌ تمام‌ مناطق‌عربی(که مرحله‌ ‌اول هدف ‌بلندمدت ‌آنها است.)

ب)ضرورت ‌هجرت ‌یهودیان به ‌فلسطین و پذیرفتن رهبری‌ اسرائیل، برای‌ یهودیان‌ جهان

ج)عمق‌بخشیدن به ‌تهدیدات‌ فراگیر و قریب‌الوقوع ‌اعراب، و در نتیجه‌ افزایش ‌نقش ‌نیروهای ‌نظامی ‌به ‌عنوان ‌تنها وسیله‌ ‌دفاع از این‌ رژیم. (عبدالعال1387ج1ص113) 

 

2-سلطه بر رسانه برای جهت دهی به افکار عمومی جهان 

 از همان سال‌های میانی قرن نوزدهم میلادی که صهیونیسم به عنوان فصل مشترک یهودی گری نژادپرستانه، منفعت محور و سیاست زده اروپایی- آمریکایی پا به عرصه رشد و گسترش گذاشت، اهدافی چون سیطره بر ارتباطات جهانی در دستور کار رهبران این مرام سیاسی- اجتماعی- مذهبی قرار گرفت. در سال 1869 میلادی (1248 ه.ش) "راشورون" خاخام یهودی، در سخنرانی خود در کنگره جهانی صهیونیسم بر الزام سیطره کامل یهود بر رسانه‌های جمعی آن زمان درجهان تاکیدکرد واعلام داشت که پس از طلا به عنوان نماد ثروت بین المللی، دستگاه های خبررسانی به ویژه مطبوعات، دومین ابزار صهیونیست‌ها برای استیلا بر جهان خواهد بود. از این رو از همان ابتدا با برنامه‌ریزی‌های دقیق و صرف هزینه‌های کلان، تلاش بی وقفه ای برای به دست گرفتن جریان های اصلی خبر رسانی و مطبوعات در سراسر جهان از سوی صهیونیست ها آغاز شد.

در ترسیم وضعیت کنونی امپراتوری رسانه ای صهیونیست ها می توان گفت که تنهادرآمریکا به عنوان قطب رسانه ای و تبلیغاتی جهان با وجود جمعیت سه درصدی یهودیان، نزدیک به نیمی از امکانات رسانه ای در اختیار صهیونیست ها قرار دارد. گفته می شود که حدود 90 درصد سینمای آمریکا زیر سیطره ائتلاف هالیوودی- صهیونیستی قرار گرفته و در بسیاری از کشورهای غربی وضعیتی به گونه ای مشابه وجود دارد همانگونه که "روژه گارودی" اندیشمندفرانسوی در کتاب"اسطوره سیاسی صهیونیسم" بیان کرده، صهیونیست هابرای تثبیت خودبیش از هر چیزی بر روی رسانه ها و ابزارهای تبلیغاتی حساب باز کرده اند. به گفته گارودی:" صهیونیست ها بی آنکه در جهان ما ریشه و اصالتی داشته باشند، توانسته اند به مدد پول، قدرت سیاسی و ابزار رسانه ای سلطه خود را بر کانون‌های قدرت در اروپا و آمریکا بگسترانند."

یکی از مهمترین اهداف صهیونیست ها از نفوذ در رسانه، تلاش در جهت به کارگیری شیوه های گمراه کننده به منظور معرفی اسلام به‌عنوان یک جنبش انعطاف ناپذیر و مخالف تمدن است. و اینکه‌اسلام خطری جدی برای جهان است.[3](علیخانی1384) استراتژی صهیونیسم بین الملل در ساخت فیلم نیز تنها به تولید فیلم های صهیونیستی در جهت موجه جلوه دادن چهره صهیونیسم و اسرائیل محدود نمی‌شود، بلکه شامل فیلم هایی نیز می گردد که به تخریب هویت اسلامی و تضعیف رنگ و بوی مذهب در زندگی مسلمانان می پردازند. اساسا قسمتی از چالش های فرهنگی که در جهان اسلام با آن مواجهیم برگرفته از این صنعت و هنر است که رهاورد آن نیز جنگ روانی غافلانه‌ای است که در جهت مقاصد صهیونیستی رخ می‌دهد و این یک واقعیت است.

صهیونیسم از آن جا که می‌داند بدون تغییر در باورهای فرهنگی، ملی و معنوی دیگر جوامع امکان دستیابی به اهداف خود راندارد، درتکاپواست تا با تغییر باورها و ارزش های انسانی، همچنین تخریب اعتقادات مذهبی ملت‌ها به این مهم دست یابند. صهیونیسم بین الملل همچنین در عرصه سینما با اشاعه ضد ارزش ها، ترویج مفاسد اخلاقی، خشونت و پول پرستی سعی  درسوق دادن جهانیان به سوی غفلت و روزمرگی دارد و در تمامی این موارد تنها به منافع اقتصادی و سیاسی خود می اندیشد. امروزه ردپای شهوت، پول پرستی و خشونت را در فیلم های خانوادگی و حتی آثار ویژه کودکان نیز می توان مشاهده کرد.

یکی‌ از دلواپسی‌های اصلی‌ صهیونیسم، ‌اطمینان‌ یافتن از این است که گفت و گوی مردم ‌راجع به اسرائیل، استدلال‌های اخلاقی‌ و استراتژیک را منعکس سازد. عوامل مختلف‌ آن، این‌ کار را برعهده دارند که از طریق تأکید دائم بر ارزش استراتژیک ‌اسرائیل، تکرار توصیف یک ‌طرفه از آن و نحوه‌ تأسیس اش، و از طریق دفاع ازاقدامات اسرائیل در مباحثات‌ سیاسی این کار را انجام می‌دهند.(هدف این است که مردم متقاعد شوند آمریکا و اسرائیل منافع و ارزش‌های یکسان دارند)

سوق دادن گفتگووتفکر مردم درجهت طرفداری ازاسرائیل فوق‌العاده مهم است، زیرا مباحثه ای آزادورک در مورد سیاست اسرائیل (مثلا در مورد اراضی اشغالی، تاریخ‌ اسرائیل و نقش آن در شکل‌دادن سیاست‌ خاورمیانه‌ای‌ آمریکا) ممکن است به راحتی منجربه زیر سوال‌ رفتن اسرائیل درآمریکا، و درخواست مردم منوط به محدودتر کردن روابط با آن بگردد. لذا عوامل مهم در رژیم، می‌کوشند در گفتگو های مربوط به اسرائیل در رسانه‌های عمومی، مؤسسات مشاوره و محافل دانشگاهی نفوذ کنند. زیرا این نهادها برای شکل دادن افکارعمومی حیاتی هستند. آنهاازهیچ اقدامی درجهت مثبت‌جلوه‌دادن اسرائیل و کنارزدن افراد منتقد نسبت به این‌ سیاست‌ها، یا محاسن‌ پشتیبانی بی‌قیدوشرط آمریکا از اسرائیل، فروگذار نمی‌کنند. البته این تلاش‌ها همواره موفقیت‌آمیز نیست، ولی در مثبت بودن طرز تفکر عمومی نسبت به اسرائیل بسیار مؤثر است (جی‌می ‌یرشایمر1389، ج1، ص209).

3-اهداف یاد شده در پروتکل ها

1- از میان برداشتن روسیه تزاری.

2- از میان برداشتن تاج و تخت های اروپایی.

3- از بین بردن قلمرو پاپ.

4- انتخاب اروپا به عنوان پایتخت (موقت) پادشاهی خود.

5- قلمداد کردن ملتها واقوام به مثابه ی حیواناتی که فقط آفریده شده اند تا «قوم برگزیده» بر آنها فرمان براند.

6- نابود کردن تمدن و تکه تکه نمودن ملت ها و اقوام و تخریب جامعه قبل از برپایی پادشاهی داودی.

7- با تشکیل پادشاهی داودی- صهیونیستی جهان به روزگار پر برکت دولت یهود قدم می گذارد و انسان ها در سایه آن به استراحت و آسودگی می پردازند.

8- زمان لازم برای رسیدن به این هدف یک قرن است؛ و آغاز آن سال 1897 می باشد.

9- بعد از محو ادیان و تمدن و تأسیس سلطنت داودی، دین موسی تنها دین جهان و پادشاه یهود پاپ سراسر جهان می شود.

10- مهمترین ابزارهای اجرایی این برنامه یا پروتکلها قبالای(کابالای) سرّی و فراماسونری یهودی، با هر دو شعبه آن است. یکی شعبه فراماسونری سری منحصر به یهود و دیگری را فراماسونری گوییم. گروه اخیر مزدورانی هستند در خدمت فراماسونری سری و ترور و قتل مخفیانه تمام کسانی که با اوامر فراماسونری عالی مخالفت ورزند.

11- در دین موسی پاره ای اسرار ژرف وجود دارد که این اسرار را منحصراً تعداد بسیار اندکی از ارکان دولت یهود خواهند دانست.

12- تخریب اقتصادی، اجتماعی، مطبوعاتی و اخلاقی جامعه و پخش عمومی میکروب های واگیردار مطالبی هستند که در بیست و چهار پروتکل یاد شده به تفصیل از آنها بحث شده است. چه خوب است که خواننده برگردد و یک بار دیگر این برنامه ی بیست و چهار قسمتی را مطالعه کند و هر عبارت آن و ابزارهایی را که به کار می گیرند و هدف و مقصدی را که دنبال می کنند مورد امعان نظر قرار دهد.

13- آنها در پروتکل ها از توضیح زیاد پیرامون دو نکته عمداً لب فرو بسته اند. نکته ی اول «یهود آزاری» یا «آنتی سمیتیزم» است. آنها به دلیلی، این موضوع را از پروتکلها برچیده اند. و به اظهار همین نکته بسنده کرده اند که به عقیده ی آنها این مسأله برای مصالح و منافع آنها ضروری است. نکته دوم «فلسطین» یا به تعبیر کهنه و بر باد رفته ی آنها «سرزمین اسرائیل» است. علت سکوت آنها در این مورد همان است که خودشان در هنگام صحبت از برنامه شان برای نابودی دربار پاپ و قرار دادن اروپا به عنوان پایتخت پادشاهی خویش، اظهار داشته اند و گفته اند که پرداختن به ادیان دیگر فعلاً - در زمان طرح برنامه پروتکل ها - زود است. مقصود آنها از ادیان دیگر «امپراتوری عثمانی» می باشد. سران صهیون در آن سال عملاً کار نفوذ در این امپراتوری را آغاز کرده بود، بنابراین، به نظر این سران رسیدن به فلسطین با آینده این امپراتوری در ارتباط بود و آنها سخت می کوشیدند که این آینده را به تباهی بکشانند و بیست سال پس از طرح این برنامه (پروتکل ها)، در سال 1917، به اعلامیه بالفور دست یافتند. (نویهض، عجاج. (1387)، پروتکل های دانشوران صهیون، برنامه عمل صهیونیسم جهانی، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ پنجم(1387))

کتابنامه

1.داریوش آشوری. دانش‌نامه‌ی سیاسی. چاپ اول1387 . تهران، مروارید

2.ابراهیم ارجینی. تبارانحراف. چاپ سوم 1385. قم. مؤسسه لوح وقلم. انتشارات ابتکاردانش

3.فاطمه امین پور. فصلنامه‌ی تخصصی مطالعات رسانه. 1390. تهران. مرکزپژوهش‌های صداوسیما

4.نجاح الطایی. مظلوم‌نمایی یهود. چاپ اول1384. بیروت. دارالهدی

5.نعیم بدیعی. فصلنامه ی مطالعاتی تحقیقاتی وسایل ارتباط جمعی. 1390. تهران

6.اسماعیل بیابانگرد.فرزندمن ورسانه .چاپ اول1387. تهران.مرکزامورزنان وخانواده ی نهاد ریاست جمهوری

7.نیل پستمن. تکنوپولی. چاپ اول1389. صادق طباطبایی. تهران. اطلاعات

8.ناصرجمال‌زاده. اصطلاحات سیاسی . چاپ اول 1386. قم. پارسایان

9.جان‌جی‌می‌یر‌شایمر. گروه‌فشاراسرائیل وسیاست‌آمریکا. چاپ اول1389. رضاکامشاد. تهران فرزان

10.محمدحسنی. فرهنگ ورسانه های نوین . چاپ اول1385. تهران. دفترعقل

11.سمیه خزایی. بن‌مایه‌های تاریخی‌صهیونیسم. چاپ دوم1389. قم. بوستان کتاب

12.علی‌اکبردهخدا. دهخدا. چاپ اول. بی تا. تهران. افست

13.مجیدصفاتاج. تروریسم صهیونیستی. چاپ اول 1382. تهران

14.حسن عمید. عمید. چاپ اول. بی تا. تهران. نشرجاویدان

15.علیخانی بی نا,1384. سایت باشگاه اندیشه

16.صفامحمودعبدالعال. ادعاهای‌حقوقی‌تاریخی‌درسرزمین‌اسرائیل. چاپ‌اول1387. رضوان‌حکیم‌زاده. تهران. دفترمطالعات سیاسی بین المللی

17.غلامرضاعلی بابایی. فرهنگ سیاسی آرش. چاپ اول1384. تهران. آشیان

18.ادواردلی‌لاموره .برگزیده‌ی دانش‌نامه‌ی دین ارتباطات ورسانه. چاپ اول1388. حمیدرضاقادری. قم

19.جری‌ماندر. کندوکاوی درماهیت تلویزیون . چاپ دوم1385. آیدین میرشکار. تهران. کتاب صبح

20. محمدمعین. تهران. امیرکبیر. بی تا

21. .م.م.ک1390International@irna.ir

22. مهدی نیک‌خو. نقش هنر ورسانه درتعلیم وتربیت . چاپ اول 1379. قم. دارالثقلین

23. ستوارت هوور. دین درعصررسانه. چاپ دوم1385. علی عامری‌مهابادی. تهران. مرکزپژوهش‌های صداوسیما



[1] - قدس ازنظرسه دین یکتاپرست مسلمانان،مسیحیان ویهودیان درنهایت‌درجه‌تقدس قرار داردو پیش ازمکه قبله‌گاه مسلمین بود. صخره‌ای که پیامبرازآن‌عروج کردندقبه‌الصخره نام داشت.یهودیان نیزکوه صهیون و شهرقدس را سمبل‌ملیت خودمی‌دانندوعقیده دارندکه مقدسات ملی ومذهبی‌شان توسط پادشاهان بنی‌اسرائیل دراین شهربناشده است(جمال‌زاده1386،ص59).

[2] - این واژه به دسته بالاتر یا مرفه و سرمایه‌دار اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه از اشراف







      

 

چیستی، ابعاد و اهداف صهیونیسم بین‌الملل

 

: جبهه صهیونیسم بین‌الملل، بنا بر یک تقسیم کار منسجم و با توجه به اهداف خود، اقدامات قابل ملاحظه‌ای را انجام می‌دهد.

 چندی است که اصطلاح صهیونیسم بین الملل وارد ادبیات کلامی، نوشتاری و خبری تحلیلگران و کارشناسان روابط بین الملل شده است. در کاربرد این اصطلاح مشاهده می شود که اگرچه مستقل از رژیم صهیونیستی است اما به نوعی آن را نیز شامل شده و جالب تر آنکه از واژه «جبهه» برای اشاره به بازیگران موجود در آن استفاده می شود. اما به راستی جبهه صهیونیسم بین الملل به چه معناست؟ چه ابعادی دارد؟ بازیگران آن چه کسانی هستند؟ و چه اهدافی را دنبال می کند؟ این نوشتار در پی آن است که به چیستی جبهه صهیونیسم بین الملل پرداخته و ابعاد، اهداف و مصادیق آن را مشخص کند.

 

1) صهیونیسم چیست؟

صهیون در معنای کلی خود به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود(ع) و سلیمان(ع) و تجدید دولت یهود اشاره دارد. بر این مبنا صهیونیسم به آموزه ای اطلاق می شود که خواهان رجعت یهودیان به سرزمینی که ادعا می کنند، از نظر تاریخی و مذهبی به آنها تعلق دارد، گفته می شود. به طبع پیروان این آموزه نیز صهیونیست نامیده می شوند.

جالب توجه است که یهودیان غیرصهیونیست نیز ممکن است بر بازگشت به سرزمین موعود اعتقاد داشته باشند اما تفاوت آنها با صهیونیست ها در این است که از نظر آنها بازگشت به سرزمین موعود به دست پروردگار و به شیوه ای که خداوند تعیین می کند، انجام می گیرد و بشر در آن دخالتی ندارد. بنابراین مخالف اشغال و غصب سرزمین دیگری به بهانه بازگشت به ارض موعود هستند و بر سیاسی بودن این اقدام و جنبه غیرمذهبی و ضددینی آن اذعان دارند. اما در مقابل صهیونیست ها بر خلاف عقیده یهودیان مذهبی، با دلایل سیاسی خواهان تشکیل ارادی دولتی به نام دولت یهود شدند.  بر این مبنا آنان سرزمین هایی را برای هدف خود در نظر گرفتند که در نهایت فلسطین برای این هدف برگزیده شد. دلیل انتخاب فلسطین برای این هدف سیاسی، بهره گیری از وجود کوه صهیون در جنوب غربی بیت المقدس بود. در واقع صهیونیست ها تلاش کردند تا از طریق توجیه مذهبی اقدام خود، یهودیان را برای بازگشت به فلسطین اقناع کنند. از این رو آنها فلسطین را همان سرزمین موعود معرفی کردند و  از این طریق اقدام خود را مبنی بر غصب و اشغال یک سرزمین، اراده خداوند نامیدند.

2) تفاوت صهیونیسم با یهودیت

اگرچه صهیونیست ها تلاش بسیاری را بکار بستند تا اشغال فلسطین و تأسیس دولت در این مکان را اقدامی دینی معرفی کنند و شاید تا حدودی نیز موفق شدند که دولتی که به نام اسرائیل در سرزمین فلسطین تأسیس شد را دولت یهود و با جمعیت یهودی بنامند اما میان یهودیت و صهیونیست مرزهای بسیار بلند و پررنگی وجود دارد. چنانچه یکسان سازی این دو با هم نه تنها کاملاً اشتباه بوده بلکه در راستای اهداف صهیونیست ها است.

اولین اختلاف صهیونیست ها و یهودیان واقعی را می توان در تفاوت دیدگاه آنها در بازگشت به سرزمین موعود دانست که در قسمت قبل به آن اشاره شد. اما نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است، در ساختار به وجود آورنده صهیونیسم قابل بررسی است. بر این مبنا گروههایی از مسیحیان و گروههای بسیاری از ضدمذهبی ها و لائیک ها از اجزاء اصلی ساختار صهیونیسم و از حامیان این تفکر در جهان هستند. به این معنا اگرچه یهودیانی منفعت طلب و منحرف در درون صهیونیست ها وجود دارند اما نمی توان به هیچ وجه این حرکت را حرکتی دینی و مذهبی دانست بلکه در حقیقت صهیونیسم بستری غیردینی و ضدمذهبی را داراست. به عبارت بهتر اگرچه درون این حرکت پیروان منحرف ادیان مختلف فعالیت دارند اما خود صهیونیسم جنبشی کاملاً غیردینی است. در مقابل، این ناسیونالیسم افراطی است که جنبش را به حرکت درآورده و آن را هدایت می کند. با نگاهی به آمار یهودیان جهان این امر به روشنی قابل اثبات می گردد:

در حقیقت پیروان دین یهود جمعیتی کوچک را در میان پیروان ادیان دیگر به خود اختصاص می دهند. از این رو اقداماتی که به نام صهیونیسم در جهان در جریان است صرفاً مربوط به این اقلیت نمی تواند باشد بلکه آمیزه ای از گروههای لائیک، مسیحی و یهودی آن را پیش می برند.  

3) صهیونیسم بین‌الملل چیست؟

اگرچه رژیم صهیونیستی به عنوان نماد بارز صهیونیسم جهانی شمرده می شود اما این رژیم تنها جزء کوچکی از جبهه صهیونیسم بین الملل است. در واقع صهیونیسم بین الملل متشکل از رژیم صهیونیستی، سازمانها، اتاقهای فکر، لابی ها، خبرگزاریها و رسانه های وابسته بسیار پیچیده ای است که به صورت شبکه ای در هم تنیده شده و در راستای اهداف صهیونیسم به فعالیت مشغول هستند. در میان این شبکه فشرده تقسیم کار به خوبی انجام گرفته و هر بخش مسئولیت شاخه ای از اهداف را به دست گرفته است. در حقیقت سازمانها و گروههای صهیونیستی مذکور هم بازوی اجرایی رژیم صهیونیستی در جهان به شمار می آیند و هم خود رژیم صهیونیستی را در راستای صهیونیسم جهانی هدایت می کنند.

4) ساختار سازمانی جبهه صهیونیسم بین‌الملل

همانطور که اشاره شد، ساختار صهیونیسم بین الملل به صورت شبکه ای و به شکل مرکز، زیرمجموعه و مجموعه بوده و بیشتر کشورها را در حیطه فعالیت خود دارد. به عنوان نمونه هر سازمان دارای یک دفتر مرکزی و زیرمجموعه هایی در بیشتر کشورها است که طی جلسات توجیهی، همایش های سالانه و دیدارهای سازمان دهی شده، دستورات مرکز به آنها ابلاغ می شود. بر همین مبنا هر زیرمجموعه برنامه های مشخص را منطبق با مکانی که در آن مستقر است، به اجرا درمی آورد. همچنین این سازمانها و گروهها دارای دفاتر ثابت در تل آویو هستند و هماهنگی های لازم با رژیم صهیونیستی به صورت مداوم میان آنها در جریان است. در سطح بالاتر دفاتر مرکزی متشکل از مدیران اجرایی و رؤسای سازمانها در ساختارهای قاره ای و اتحادیه ای مانند کنگره یهودیان آمریکا، اتحادیه یهودیان اروپا کنگره یهودیان آفریقا و..اقدامات خود را با هم هماهنگ می‌کنند.

5) اقدامات صهیونیسم بین‌الملل

جبهه صهیونیسم بین الملل بنا بر یک تقسیم کار منسجم و با توجه به اهداف خود، اقدامات قابل ملاحظه ای  را انجام می دهد. رصد وقایع و تحولات در سراسر جهان، تلاش برای گسترش مهاجرت به سرزمین های اشغالی، لابی با حکومت ها و نهادهای بین المللی و تصویب قوانینی در راستای تسهیل فعالیت سازمانها و گروه‌های صهیونیستی، ارتباط با جوامع یهودی در کشورهای مختلف و تطمیع و ترغیب آنها به اقدامات صهیونیستی، پخش اخبار در راستای منافع صهیونیسم و بازنمایی رویدادها و...از مهمترین اقدامات آنها محسوب می شود. هر کدام از این اقدامات به دست یک شاخه خاص از شبکه صهیونیسم بین الملل انجام می گیرد. به عنوان نمونه آژانس یهود وظیفه مهاجرت یهودیان و غیر یهودیان به سرزمین های اشغالی را بر عهده دارد. در کنار آن سازمانی مانند انجمن ضدافترا باید اخبار و رویدادهای تمام کشورها و مناطق جهان را رصد کرده و با دستاویز آنتی سمیتیسم، قوانین حمایتی را در آن کشورها به تصویب برساند. همچنین خبرگزاری های متعدد، رسانه های ماهواره ای و تلویزیونی نیز به زبانهای زنده دنیا به بازنمایی های رویدادها و اخبار در راستای منافع صهیونیستی مشغولند.

6) اهداف صهیونیسم بین‌الملل

جبهه صهیونیسم بین الملل اهداف متعددی را دنبال می کند که هر کدام از آنها دارای اولویتی ویژه است. مشروعیت بخشی به اقدامات صهیونیسم بین الملل و اقناع افکار عمومی در جهت همراهی با رژیم صهیونیستی، نهادینه کردن موج «آنتی سمیتیسم» به عنوان وجود فضای خشونت، تحقیر و تهدید نسبت به پیروان قوم یهود، گسترش مهاجرت به رژیم صهیونیستی و توقف مهاجرت معکوس از سرزمین های اشغالی، دستیابی به موقعیت سرکردگی جهان، القاء هویت ساختگی بر مبنای یهود-صهیونیست به یهودیان و نیز غیریهودیان و... از جمله اهداف مهم این جبهه به شمار می‌آید.

جمع بندی

اگرچه رژیم صهیونیستی به عنوان بارزترین  بعد صهیونیسم بین الملل و ملموس ترین بخش آن شمرده می شود اما باید توجه کرد که این رژیم تنها بخشی از جبهه صهیونیسم بین الملل است. این جبهه متشکل از بازوان اجرایی مختلف مانند سازمانها، گروهها، لابی ها، اتاق های فکر و رسانه ها به صورت شبکه ای منسجم و پیچیده در سراسر جهان مشغول به فعالیت هستند. در صورت نادیده انگاشتن این جبهه فعال بسیاری از سیاست های بین المللی و خط مشی هایی که در کشورها و مناطق مختلف به اجرا درمی آید، غیر قابل فهم خواهد بود. این امر به دلیل تلاش این جبهه برای نفوذ هر چه بیشتر در تمام لایه‌های دولتی، قانونگذاری و حکومتی کشورها از یک طرف و نیز رخنه بیش از پیش در نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل و اتحادیه اروپا از سوی دیگر است. جبهه صهیونیسم بین الملل در سالهای اخیر فعالیت های خود را گسترش داده و مناطق مختلفی مانند آفریقا، آمریکای لاتین، اروپای مرکزی و... را در حیطه فعالیت خود درآورده است. با توجه به این امر شناسایی مصادیق، اقدامات هر روزه، ارتباطات و سیاست های این جبهه بسیار حائز اهمیت است.

انتهای پیام/

 

 







      

 


در این گزارش به سیاست‌های نژادپرستانه کشورهایی همچون ایالات متحده امریکا، استرالیا و کانادا می‌پردازیم.
آیا شما هم متوجه موضوع "نژاد پرستی استعماری" که کشورهایی همچون ایالات متحده امریکا، استرالیا و کانادا را به اسرائیل متصل کرده است، شده‌اید؟ برای کسب اطلاعات بیشتری در این خصوص، گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران را بخوانید:


سعی کنید به این موضوع فکر کنید. تمام این کشورها مستعمرات بریتانیا هستند و مانند رژیم اسرائیل، سابقه تیره سبعیت علیه مردمان بومی و لحاظ آنان به عنوان شهروند درجه سوم را به دوش می‌کشند.
جدا از سیاست واقع گرایانه مربوط به اذهان عمومی در خصوص تجارت اسلحه، زمینه‌های استعمار زادیی و تکبر ایالات متحده امریکا و کانادا که در این گزارش مجال بررسی آن نیست، اکنون نوبت به آن رسیده تا ذهن خوانندگان را متوجه همسویی کشور متمدن و دموکراتیک استرالیا! در جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت که روزانه توسط اسرائیل بر خانواده های فلسطینی می‌رود، کنیم.
گذشته تراژیک و روایت غم انگیز کنونی از درد و رنج غیر قابل بیان بومیان فلسطین که در حال تحمل جرثومه فسادی همچون اسرائیل هستند، شباهت‌های چندی با تجربه بی‌عدالتی از سوی بومیان استرالیایی دارد.
مردم فلسطین روزی به نام روز فاجعه (روز نکبت) دارند، بومیان استرالیا نیز 26 ژانویه را که روز تهاجم به بومیان استرالیایی است، روز سوگواری نامگذاری کرده اند. هر دو استعمار گر، یعنی اسرائیل و انگلیس، "سرزمین خالی از سکنه" را برای توجیه اعمال وحشیانه خود و غصب سرزمین فلسطین و استرالیا عنوان کردند.


*** تاریخ استعمارجزیره توسط اشغالگران و استعمارگران انگلیسی، استرالیا خوانده شد، سرزمینی که متعلق به حدود یک میلیون انسان با 200 ملیت که سابقه شان به بیش از 60 هزار سال پیش برمی گشت، بود. استعمار انگلیس با عبارت عصر نسل کشی عجین شده و تاریخ شناسان دوران سلطه انگلیس بر دیگر کشورها را به این نام می‌شناسند. جنگ های امپریالیستی و قتل عام گسترده ای برای تصاحب استرالیا توسط نیروهای بریتانیایی صورت گرفت. این جنگ ها به همراه بیماری و گرسنگی شدید باعث مرگ 70 هزار بومی استرالیایی در سال 1920 شد. 
در آن زمان دولت بریتانیا تصمیم به تغییر رویه نمود بدین ترتیب سعی کرد از جنگ‌های خونین کاسته و به جای آن از طریق سیاستهای فرهنگی و به صورت مخفیانه به صورت سیستماتیک و بی‌رحمانه هویت و اتصالات قبیله ای را از بومیان بگیرد.
ملت استرالیا به حاشیه رانده شدند و ورود به محدوده شهری به جز برای سفید پوستان ممنوع اعلام شد، از آنان بدون پرداخت مزد بهره کاری گرفته می شد، استعمال زبان های بومی و آئین های مذهبی شان غدغن اعلام شد و فرزندانی که یکی از والدینشان غیر بومی بود به زور از آنها گرفته می‌شد.
تا سال 1967 و پیش از برگزاری همه پرسی در استرالیا، بومیان جزو مایملک دولت قلمداد می شدند. آنها حق انتخاب همسر نداشتند و به لحاظ قانونی نمی توانستند فرزندانشان را سرپرستی نمایند.
البته از سویی هم نمی‌توان میزان خشونت اعمال شده توسط استرالیا، ایالات متحده و کانادا را با اسرائیل مقایسه نمود. از آنجایی که اسرائیل هدف خود را استقرار دولت خالص یهودی در منطقه غصبی عنوان نموده، حتی برای یک برهه زمانی کوتاه هم از اعمال خشونت و کشتار فلسطینیان دست بر نداشته است. بنابراین می‌توان گفت اسرائیل در قرن حاضر وحشیانه‌ترین جنایت را مرتکب می‌شود.
اسرائیل همواره سختگیرانه‌ترین سیاستهای آپارتاید را بر فلسطینیان تحمیل کرده است. اسرائیل با وضع قوانین سختگیرانه نژاد پرستانه‌اش، سعی در جدایی‌اندازی در میان خانواده های فلسطینی دارد، بدین ترتیب مرد و زنی که از مناطق مختلف باشند حق ازدواج با یکدیگر را ندارند، این در حالی است که دست کم یک سوم مردم غزه، بستگانی در اسرائیل و کرانه باختری دارند. جنایت اسرائیل باعث جدا شدن بسیاری از خانواده ها از یکدیگر شد. بدین ترتیب ممکن است پدر بزرگ و مادربزرگی که تنها 5 کیلومتر از نوه خود فاصله دارند هرگز نتوانند او را ببینند. تولد، عروسی و تشییع جنازه با چنین غیبت هایی بسیار دردناک خواهد بود.

 

*** درسهایی از گذشته که هیچ گاه عبرت گرفته نشددر تاریخ 1993 سرانجام قانونی که برای بومیان استرالیایی حداقل حقوق هایی به منظور شناسایی حق و حقوقشان بر زمینهای خود و برگزاری آداب و رسوم سنتی را قائل شود، تصویب شد. اما از آنجایی که استخراج معادن در این کشور رونق گرفت، اینبار شرکت‌ها نیز به پرورش استعمار برای دستیابی به خواسته های آزمندانه و حریصانه شان، دامن زدند.
بارها به این اعمال غیر انسانی واکنشهای جهانی نشان داده شد. به گزارش خبرگزاری الجزیره، «کوین راد» به دلیل نسل کشی گسترده اقوام بومی استرالیایی و به زور گرفتن کودکان از خانواده هایشان عذرخواهی کرد.


منتها جنایات اسرائیل در این زمینه نیز مانند دیگر موارد از باقی رقبایش در حوزه ارتکاب جنایات، پیشی گرفته است. دولت اسرائیل با ارعاب، تهدید و کشتار روستاییان فلسطینی برای مهاجران صهیونیستش شروع به شهرک سازی نمود.

وزیر امور خارجه استرالیا در 15 ژانویه از جانب دولت خود با رد کردن شهرک سازی اسرائیل به عنوان جنایت جنگی طی بیانیه ای پوچ اعلام کرد: می خواهم ببینم کدام یک از قوانین بین المللی شهرک‌سازی اسرائیل را غیر قانونی اعلام می‌کند.
استرالیا مانند همانندش یعنی اسرائیل، به تعهدات خود بر اساس قوانین بین المللی عمل نمی‌کند. اما شاید بتوان یک تفاوت عمده را هم در این میان در خصوص اسرائیل و دیگر همانندانش بیان کرد و آن اینکه، دست کم دیگر دولتها، از جمله استرالیا، در قرن حاضر به نسل کشی، خونریزی و دیگر جنایات به صورت علنی نمی‌پردازند، حداقل جهان امروز استعمار را آن هم به صورت علنی بر نمی‌تابد اما اسرائیل گویی به مانند اوباشی در جامعه جهانی کنونی از لاابالی گری و سیاست تهدید و ایجاد رعب و وحشت برای استقرار قدرت استفاده می کند و در این راه نمی توان از همدستی کشورهای غربی که کوس رسوایی اهمیت دروغین به حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده، چشم پوشید.
گزارش از مغانی 
منابع:http://www.timesofisrael.com/australia-fm-dont-call-settlements-illegal-under-international-law/
http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2014/01/what-does-israel-australia-com-2014124142937272269.html

 

 







      

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان، جمعی از قشرهای مختلف مردم و سفرای کشورهای اسلامی:

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (جمعه) در دیدار مسئولان نظام، جمعی از قشرهای مختلف مردم و سفرای کشورهای اسلامی به مناسبت عید سعید فطر، یکی از مهمترین عوامل و عناصر شرافت و کرامت جامعه اسلامی و امت اسلامی را اتحاد و رفع اختلاف ها دانستند و با تأکید بر اینکه رژیم صهیونیستی عامل اصلی ایجاد اختلاف در منطقه و در میان کشورهای اسلامی است، گفتند: مشکل رژیم صهیونیستی، عدم مشروعیت است و رژیمی که بر پایه باطل تشکیل شده باشد، به توفیق الهی و با همت ملتهای مسلمان، قطعاً نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت.
رهبر انقلاب اسلامی سیاست امروز استکبار در منطقه را ایجاد شکاف و اختلاف میان مسلمانان و در میان آحاد مردم کشورهای اسلامی، دانستند و افزودند: تنها راه مقابله با این سیاستِ امریکای جنایتکار و صهیونیستها، شناخت طراحی دشمن و ایستادگی در مقابل آن است.
حضرت آیت الله خامنه ای، مسئولیت دولت های اسلامی و زُبدگان سیاسی، دینی و فرهنگی امت اسلامی را برای ایستادگی ملتها در مقابل سیاست‌های استکبار، خطیر برشمردند و با اشاره به اهداف ایجاد رژیم جعلی صهیونیستی در منطقه گفتند: یکی از اهداف اصلی تأسیس این رژیم، ایجاد اختلاف و مسئله سازی در میان ملت‌های مسلمان است اما همه تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی که با مشکل مشروعیت مواجه است، ماندگار نخواهد بود.
ایشان، با تأکید بر اینکه برقراری روابط دیپلماتیک آشکار یا پنهان برخی کشورهای سست‌عنصرِ منطقه با این رژیم اشغالگر و یا اقدام امریکا در انتقال سفارت خود به بیت المقدس، مشکل رژیم صهیونیستی را حل نخواهد کرد، افزودند: این رژیم بر مبنای زور و تهدید و کشتار و اخراج یک ملت از سرزمین خود شکل گرفته و به همین علت، عدم مشروعیت رژیم صهیونیستی در دل ملت‌های اسلامی حک شده است و نمی‌توان نقشه فلسطین را از حافظه تاریخیِ جغرافیای جهان حذف کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید مجدد بر لزوم برگزاری همه‌پرسی در میان فلسطینیان واقعی اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی و شکل‌گیری نظام حکومتی فلسطین بر مبنای این همه‌پرسی، خاطرنشان کردند: برگزاری چنین همه‌پرسی و تشکیل حکومت فلسطین براساس آراء فلسطینی، در واقع به معنای نابودی رژیم جعلی صهیونیستی است که به‌طور قطعی در آینده نه چندان دور محقق خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در پایان سخنان خود تأکید کردند: با نابودی رژیم صهیونیستی، امت اسلامی وحدت و عزت خود را به دست خواهد آورد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای روحانی رئیس‌جمهور در سخنانی با بیان اینکه بیش از گذشته نیاز به تقویت فضای معنوی، وحدت، اعتماد و امید به آینده داریم، خاطرنشان کرد: آنچه باید در کنار دولت قرار گیرد، توان قوای دیگر و به‌ویژه مردم است.
رئیس‌جمهور، دشمن را در شرایط فعلی فاقد تجربه و عقلانیت دانست و افزود: تصمیم دشمن این است که نه تنها تعهدات خود در برابر ملت ایران بلکه همه تعهدات بین‌المللی و منطقه‌ای خود را زیر پا بگذارد.
آقای روحانی گفت: جای شگفتی است قدرتی که دستش به خون مردم این منطقه از افغانستان و عراق و سوریه و یمن گرفته تا سایر مناطق آلوده است، نقاب صلح‌طلبی بر چهره زده و از مذاکره و صلح دَم می‌زند و رژیم غاصبی که هر روز به کشتار مردم می‌پردازد، به دوره‌گردی روی آورده تا چهره غلط و دروغینی را از نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران ترسیم کند.
آقای روحانی اظهار داشت: امروز مردم و کشورهای جهان، شرکای تجاری ایران، اروپا، روسیه، چین، همسایگان، مسلمانان و همه کشورها باید در برابر قلدرمابی حاکمان کاخ سفید بایستند







      

 

ارتش اسرائیل اعلام کرد جنگنده‌های این کشور امروز 12 بار مواضع ایران و رژیم اسد در سوریه را بمباران کردند.

 

 

حمله شدید جنگنده‌های اسرائیل به مواضع ایران در سوریه

قدس/ لونت توک- تورگوت آلپ / خبرگزاری آناتولی

ارتش اسرائیل طی بیانیه ای اعلام کرد جنگنده های نیروی هوایی این کشور 12 بار، از جمله 3 موضع پدافند رژیم اسد و 4 پایگاه نظامی ایران در سوریه را بمباران کردند.

در این بیانیه همچنین آمده است:

"پدافند سوریه نیز به سوی جنگنده های مذکور تیراندازی کرده اند. ارتش اسرائیل برای تمام سناریوها آماده بوده و طبق وضعیت، اقدام خواهند کرد".

به گزارش خبرگزاری آناتولی از دمشق، حمص و درعا به دنبال حملات جنگنده های اسرائیل در نزدیکی کاخ بشار اسد در پایتخت سوریه 6 انفجار رخ داد.

علاوه بر این تیپ 104 در غرب دمشق و مواضع نظامی در کوه های اطراف این شهر و پایگاه هوایی «T-4» در حمص و یک موضع در منطقه جباب استان درعا در جنوب این کشور نیز بمباران شده اند.

همچنین صبح امروز ارتش اسرائیل اعلام کرده که یک فروند جنگنده «اف-16» نیروی هوایی این کشور توسط پدافند سوریه سرنگون شده است.

 

 

 







      

 


فلسطین جزء سرزمین­هایی‌ است که اولین تمدن­های بشری را در خود جای داده و دارای قدمت هزاران ساله است، اماکن مقدس بسیاری از سه دین آسمانی در آن وجود دارد که اهمیت آن را دو چنان می‌نماید.

تهران- الکوثر:  براساس اسناد تاریخی، اقوام اولیه‌ای که در نقاط مختلف این سرزمین سکونت داشته‌اند، عبارتنداز: ‌آموریان، آرمیان، کنعانیان و...

بنی اسرائیل بعد از این اقوام و در بعضی نقاط فلسطین زندگی کردند، البته هم زمان با چند قبیله عبری(بنی اسرائیل) ‌اقوام دیگری نیز مانند کلدانی‌ها،‌ آشوری‌ها و... در فلسطین زندگی می‌کردند، بنابراین ادعای آنها مبنی بر حق تاریخی بر سرزمین فلسطین صحیح نمی‌‌باشد.

صهیونیست­ها بیش از یک قرن و نیم پیش برای ایجاد اتحاد بین یهودیان سراسر دنیا حرکت خود را آغاز کردند، آن‌ها در ابتدا شعار وطن یهودی در آرژانتین یا یکی از کشورهای آفریقایی (بیشتر اوگاندا مطرح بود) سردادند ولی بعدها این شعار برای همراهی و هماهنگ­تر کردن یهودیان سراسر دنیا (با دادن بار اعتقادی) متوجه فلسطین به عنوان سرزمین موعود! یهود شد.

این سرزمین تا زمان خلیفه دوم در دست رومی‌ها بود که بوسیله پیمان‌نامه با صلح و آرامش و بدون خون‌ریزی بدست مسلمانان فتح شد و تا آخر دوران عثمانی‌ها جزء قلمرو حکومت‌های اسلامی و منطقه‌ای با اکثریت مسلمان و بدون هیچ مزاحمتی برای سایر ادیان بود.

سئوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا صهیونیست ها خاورمیانه را انتخاب کردند؟

دلیل اول اینکه همه ادیان آسمانی که مردم را به توحید دعوت کردند ، پیامبران عظیم الشانی که مبعوث شدند ، به دنیا آمدند و به شهادت رسیدند ، در خاورمیانه قد علم کردند . حساسیت دوم موضوع نفت و انرژی است ، به طوریکه 75% انرژی دنیا از خاورمیانه در حال تردد است .

عامل سوم اینکه خاور میانه قلب جهان اسلام است . این منطقه تراکم مسلمانان دنیا را در خود جای داده است و مسلمانان با توجه به دستورات دینی خود که آن ها را به خود اتکایی از مسیحیان و یهودیان و دوری از تبعیت از آن ها تشویق می کندو برعکس غربی ها مایل به تسلط بر تمام مردم دنیا از جمله مسلمانان بودند ، بنابراین برای تسلط و کنترل هرچه بیشتر مسلملنان به این نتیجه رسیدند که یهودیان را در این منطقه مستقر نمایند.

. عامل چهارم : موقعیت جفرافیایی است . جغرافیای خاورمیانه به گونه ای است که محل تلاقی چند قاره دنیا است در واقع قلب آسیا ، افریقا و اروپا است . نمی توان امروز از اقتدار سخن گفت ولی خاورمیانه را نادیده گرفت .

لذا وضعیت و مراحل اشغال این سرزمین مقدس به چهار مرحله تقسیم می­شود:‌

1. پیش از اشغال انگلیسی­ ها

تعداد یهودیان [در فلسطین] از 56 هزار نفر [یعنی معادل] 8درصد در مقابل 644 هزار فلسطینی، [معادل] 92 درصد تجاوز نمی‌کرد و میزان اراضی آنان هم به 2درصد می­رسید.

نخستین موج مهاجرت یهودیان در سال 1882میلادی(1261هجری شمسی) آغاز شد و تعداد مهاجران تا 1903 میلادی(1272هجری شمسی) به حدود 20 هزار نفر رسید.[در جنگ جهانی اول دولت عثمانی شکست خورده و کشور عثمانی تجزیه شده و بین قدرتهای بزرگ آن دوران، فرانسه و انگلیس تقسیم می‌شود] پس از اشغال فلسطین توسط انگلیس، در آوریل 1917میلادی(1286 هجری شمسی) بالفور ( وزیر امور خارجه انگلیس) وعده ایجاد میهن ملی یهود را در فلسطین به یهودیان وعده داد. 

پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 میلادی مقارن با 1218 شمسی با شکست عثمانی و تجزیه این سرزمین پهناور اسلامی سرزمین فلسطین با توطئه انگلیسی‌ها به قیمومیت«سرپرستی» انگلیس در می‌آید.

قیمومیت یعنی اینکه مردم سرزمین آنقدر عقب مانده باشند که نتوانند خود را اداره کنند،‌ بنابراین کشوری‌که توانمند است می‌آید و به حساب کمک به آن سرزمین حکومت می‌کند و مردم آن سرزمین را در حکومت داری توانمند می‌کند و سرآخر سرزمین را به مردم همان سرزمین می‌سپارد

انگلیسی‌ها که صهیونیست­های یهودی در آن نفوذ داشتند، در دوران قیمومیت اقدام به واگذاری زمین­های فلسطین به آژانس یهود کردند، در این بین این آژانس تلاش می‌کرد علاوه بر زمین­هایی که انگلیسی‌ها به آنها می‌دهند با مسلمانان وارد معامله شوند و زمینهای آنها را خریداری کنند، از آنجا که علمای وقت به اندیشه شوم این یهودیان پی برده بودند، ضمن آگاه ساختن مسلمانان،‌ حکم ارتداد و کشتن افرادی که زمینهای خود را به یهودیان می­فروشند صادر کردند. صهیونیست‌ها به ناچار یا با ظاهری مسلمان و یا توسط وکلای مسیحی زمینهایی را از مسلمانان خریداری کردند با این حال تا سال 1948 یعنی 60 سال پیش که انگلیسی­ها این سرزمین را ترک کرده و به صهیونیست­ها واگذار کردند و آنها اعلامیه استقلال اسرائیل را صادر کردند، نزدیک به 6/6 درصد کل سرزمین فعلی فلسطین را در اختیار داشتند در حالیکه قبل از اشغال فلسطین یهودیان تنها 2 درصد فلسطین را در اختیار داشتند. 

و اما پس از 1948 یک رشته اتفاقاتی رخ می‌دهد که اسرائیل مناطق بیشتری را در اشغال خود در می‌آورد که مهمترین آنها جنگ 1948 و 1967 است.







      

 

نگذارید قضیّه‌ی فلسطین و قدس شریف و مسئله‌ی مسجدالاقصی به دست فراموشی سپرده بشود؛ آنها این را میخواهند. آنها میخواهند دنیای اسلام از قضیّه‌ی فلسطین غفلت کند. الان شما ببینید در همین روزها کابینه‌ی رژیم صهیونیستی، یهودیّت کشور فلسطین را اعلام کرد؛ به‌عنوان یک کشور یهودی آن را اعلام کرد. از مدّتها قبل دنبال این قضیّه بودند، حالا بصراحت این کار را انجام دادند. در غفلت دنیای اسلام، در غفلت آحاد مردم و ملّتهای مسلمان، رژیم صهیونیستی به دنبال تصرّف قدس شریف است، به دنبال تصرّف مسجدالاقصی است، به دنبال تضعیف هرچه بیشتر فلسطینیان است؛ این را باید توجّه داشت. همه‌ی ملّتها باید از دولتهای خودشان مطالبه کنند مسئله‌ی فلسطین را؛ علمای اسلامی از دولتهای خودشان بخواهند و مطالبه کنند پیگیریِ مسئله‌ی فلسطین را؛ این یکی از وظایف عمده‌ی مهم است. ما خدا را شکر میکنیم که در جمهوری اسلامی، دولت و ملّت در این جهت هم‌زبانند. دولت جمهوری اسلامی و امام بزرگوار ما از اوّل، سیاست حمایت از فلسطین و دشمنی با رژیم صهیونیستی را اعلام کرد و سرِدست گرفت؛ تا امروز هم ادامه دارد و 35 سال است که ما از این خط، منحرف نشدیم و ملّت ما هم با کمال میل همراهند. گاهی بعضی از جوانهای ما که مراجعه میکنند و جوابی نمی‌شنوند، به من نامه مینویسند و التماس میکنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستی بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزه‌ی با صهیونیست‌ها است و جمهوری اسلامی‌ هم این را نشان داده است.

 دنیای اسلام - که باید همه‌ی نیروی خودمان را صرف کنیم برای مقابله‌ی با توطئه‌ی رژیم صهیونیستی و این حرکتی که علیه قدس شریف و مسجدالاقصی انجام دادند که همه‌ی دنیای اسلام را بایستی به حرکت در بیاورد - امروز ناچاریم به گرفتاری‌هایی که استکبار در درون دنیای اسلام به‌وجود آورده مشغول بشویم؛ چاره‌ای نیست. در واقع پرداختن به مسئله‌ی تکفیر، چیزی است که بر علمای دنیای اسلام و زبدگان و فرزانگان دنیای اسلام تحمیل شده است؛ این را دشمن به‌صورت مشکل دست‌ساز وارد دنیای اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئله‌ی اصلی، مسئله‌ی رژیم صهیونیستی است؛ مسئله‌ی اصلی، مسئله‌ی قدس است؛ مسئله‌ی اصلی، مسئله‌ی قبله‌ی اوّل مسلمین، مسجدالاقصی است؛ اینها مسائل اصلی است.

4







      


در این گزارش به سیاست‌های نژادپرستانه کشورهایی همچون ایالات متحده امریکا، استرالیا و کانادا می‌پردازیم.
آیا شما هم متوجه موضوع "نژاد پرستی استعماری" که کشورهایی همچون ایالات متحده امریکا، استرالیا و کانادا را به اسرائیل متصل کرده است، شده‌اید؟ برای کسب اطلاعات بیشتری در این خصوص، گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران را بخوانید:


سعی کنید به این موضوع فکر کنید. تمام این کشورها مستعمرات بریتانیا هستند و مانند رژیم اسرائیل، سابقه تیره سبعیت علیه مردمان بومی و لحاظ آنان به عنوان شهروند درجه سوم را به دوش می‌کشند.
جدا از سیاست واقع گرایانه مربوط به اذهان عمومی در خصوص تجارت اسلحه، زمینه‌های استعمار زادیی و تکبر ایالات متحده امریکا و کانادا که در این گزارش مجال بررسی آن نیست، اکنون نوبت به آن رسیده تا ذهن خوانندگان را متوجه همسویی کشور متمدن و دموکراتیک استرالیا! در جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت که روزانه توسط اسرائیل بر خانواده های فلسطینی می‌رود، کنیم.
گذشته تراژیک و روایت غم انگیز کنونی از درد و رنج غیر قابل بیان بومیان فلسطین که در حال تحمل جرثومه فسادی همچون اسرائیل هستند، شباهت‌های چندی با تجربه بی‌عدالتی از سوی بومیان استرالیایی دارد.
مردم فلسطین روزی به نام روز فاجعه (روز نکبت) دارند، بومیان استرالیا نیز 26 ژانویه را که روز تهاجم به بومیان استرالیایی است، روز سوگواری نامگذاری کرده اند. هر دو استعمار گر، یعنی اسرائیل و انگلیس، "سرزمین خالی از سکنه" را برای توجیه اعمال وحشیانه خود و غصب سرزمین فلسطین و استرالیا عنوان کردند.


*** تاریخ استعمارجزیره توسط اشغالگران و استعمارگران انگلیسی، استرالیا خوانده شد، سرزمینی که متعلق به حدود یک میلیون انسان با 200 ملیت که سابقه شان به بیش از 60 هزار سال پیش برمی گشت، بود. استعمار انگلیس با عبارت عصر نسل کشی عجین شده و تاریخ شناسان دوران سلطه انگلیس بر دیگر کشورها را به این نام می‌شناسند. جنگ های امپریالیستی و قتل عام گسترده ای برای تصاحب استرالیا توسط نیروهای بریتانیایی صورت گرفت. این جنگ ها به همراه بیماری و گرسنگی شدید باعث مرگ 70 هزار بومی استرالیایی در سال 1920 شد.
در آن زمان دولت بریتانیا تصمیم به تغییر رویه نمود بدین ترتیب سعی کرد از جنگ‌های خونین کاسته و به جای آن از طریق سیاستهای فرهنگی و به صورت مخفیانه به صورت سیستماتیک و بی‌رحمانه هویت و اتصالات قبیله ای را از بومیان بگیرد.
ملت استرالیا به حاشیه رانده شدند و ورود به محدوده شهری به جز برای سفید پوستان ممنوع اعلام شد، از آنان بدون پرداخت مزد بهره کاری گرفته می شد، استعمال زبان های بومی و آئین های مذهبی شان غدغن اعلام شد و فرزندانی که یکی از والدینشان غیر بومی بود به زور از آنها گرفته می‌شد.
تا سال 1967 و پیش از برگزاری همه پرسی در استرالیا، بومیان جزو مایملک دولت قلمداد می شدند. آنها حق انتخاب همسر نداشتند و به لحاظ قانونی نمی توانستند فرزندانشان را سرپرستی نمایند.
البته از سویی هم نمی‌توان میزان خشونت اعمال شده توسط استرالیا، ایالات متحده و کانادا را با اسرائیل مقایسه نمود. از آنجایی که اسرائیل هدف خود را استقرار دولت خالص یهودی در منطقه غصبی عنوان نموده، حتی برای یک برهه زمانی کوتاه هم از اعمال خشونت و کشتار فلسطینیان دست بر نداشته است. بنابراین می‌توان گفت اسرائیل در قرن حاضر وحشیانه‌ترین جنایت را مرتکب می‌شود.
اسرائیل همواره سختگیرانه‌ترین سیاستهای آپارتاید را بر فلسطینیان تحمیل کرده است. اسرائیل با وضع قوانین سختگیرانه نژاد پرستانه‌اش، سعی در جدایی‌اندازی در میان خانواده های فلسطینی دارد، بدین ترتیب مرد و زنی که از مناطق مختلف باشند حق ازدواج با یکدیگر را ندارند، این در حالی است که دست کم یک سوم مردم غزه، بستگانی در اسرائیل و کرانه باختری دارند. جنایت اسرائیل باعث جدا شدن بسیاری از خانواده ها از یکدیگر شد. بدین ترتیب ممکن است پدر بزرگ و مادربزرگی که تنها 5 کیلومتر از نوه خود فاصله دارند هرگز نتوانند او را ببینند. تولد، عروسی و تشییع جنازه با چنین غیبت هایی بسیار دردناک خواهد بود.

 

*** درسهایی از گذشته که هیچ گاه عبرت گرفته نشددر تاریخ 1993 سرانجام قانونی که برای بومیان استرالیایی حداقل حقوق هایی به منظور شناسایی حق و حقوقشان بر زمینهای خود و برگزاری آداب و رسوم سنتی را قائل شود، تصویب شد. اما از آنجایی که استخراج معادن در این کشور رونق گرفت، اینبار شرکت‌ها نیز به پرورش استعمار برای دستیابی به خواسته های آزمندانه و حریصانه شان، دامن زدند.
بارها به این اعمال غیر انسانی واکنشهای جهانی نشان داده شد. به گزارش خبرگزاری الجزیره، «کوین راد» به دلیل نسل کشی گسترده اقوام بومی استرالیایی و به زور گرفتن کودکان از خانواده هایشان عذرخواهی کرد.


منتها جنایات اسرائیل در این زمینه نیز مانند دیگر موارد از باقی رقبایش در حوزه ارتکاب جنایات، پیشی گرفته است. دولت اسرائیل با ارعاب، تهدید و کشتار روستاییان فلسطینی برای مهاجران صهیونیستش شروع به شهرک سازی نمود.

وزیر امور خارجه استرالیا در 15 ژانویه از جانب دولت خود با رد کردن شهرک سازی اسرائیل به عنوان جنایت جنگی طی بیانیه ای پوچ اعلام کرد: می خواهم ببینم کدام یک از قوانین بین المللی شهرک‌سازی اسرائیل را غیر قانونی اعلام می‌کند.
استرالیا مانند همانندش یعنی اسرائیل، به تعهدات خود بر اساس قوانین بین المللی عمل نمی‌کند. اما شاید بتوان یک تفاوت عمده را هم در این میان در خصوص اسرائیل و دیگر همانندانش بیان کرد و آن اینکه، دست کم دیگر دولتها، از جمله استرالیا، در قرن حاضر به نسل کشی، خونریزی و دیگر جنایات به صورت علنی نمی‌پردازند، حداقل جهان امروز استعمار را آن هم به صورت علنی بر نمی‌تابد اما اسرائیل گویی به مانند اوباشی در جامعه جهانی کنونی از لاابالی گری و سیاست تهدید و ایجاد رعب و وحشت برای استقرار قدرت استفاده می کند و در این راه نمی توان از همدستی کشورهای غربی که کوس رسوایی اهمیت دروغین به حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده، چشم پوشید.
گزارش از مغانی
منابع:http://www.timesofisrael.com/australia-fm-dont-call-settlements-illegal-under-international-law/
http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2014/01/what-does-israel-australia-com-2014124142937272269.html

 







      

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از دانشجویان و معلمان:

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) به مناسبت هفته معلم در دانشگاه فرهنگیان حضور یافتند و در دیدار هزاران نفر از دانشجویان و معلمان، منزلت و جایگاه والای معلمان را همچون معیشت آنان بسیار مهم و نیازمند توجه کامل خواندند و اجرای زمان‌بندی شده سند متقن و جامع تحول آموزش‌وپرورش را بسیار لازم و زمینه‌ساز نوسازی این دستگاه عظیم و سرنوشت‌ساز برشمردند.
ایشان همچنین در سخنان مهمی درباره «امریکا» و «برجام» با اشاره به استمرار عزت و عظمت ملت ایران و بی‌نتیجه ماندن توطئه‌های دشمنان تأکید کردند: بارها گفته بودیم «به امریکا اعتماد نکنید»، این هم نتیجه‌اش. درباره مذاکره با سه کشور اروپایی هم می‌گوییم به اینها هم نباید اعتماد کرد و برای هر قرارداد باید تضمین‌های واقعی و عملی بگیرید وگرنه نمی‌شود به این شکل حرکت را ادامه داد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حرفهای سخیف و سبک دیشب ترامپ گفتند: این شخص علاوه بر بیش از ده دروغ آشکار، ملت ایران و جمهوری اسلامی را هم تهدید کرد که بنده از طرف ملت ایران به او می گویم «شما غلط می کنید».
ایشان مسئله امریکا را مسئله‌ای مهم، جدی و غیر احساساتی بر شمردند و خاطرنشان کردند: دشمنی مستمر، عمیق و براندازانه آمریکایی‌ها، دشمنی با اینجانب یا دیگر مسئولان کشور نیست بلکه خصومت با مجموعه نظام اسلامی و ملتی است که این نظام را انتخاب کرده و در راه آن حرکت می‌کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه افزودند: حتی در دولت اوباما که نامه می‌نوشتند و حرفهایی می‌زدند، در صدد براندازی بودند اما به دروغ می‌گفتند هدفمان براندازی نظام اسلامی نیست.
رهبر انقلاب در بازخوانی کوتاه روند منتهی به قرارداد برجام افزودند: وقتی مسئله هسته‌ای و تحریم‌ها شروع شد، برخی چهره‌های شناخته شده به اینجانب می‌گفتند «چرا بر روی مسئله هسته‌ای می‌ایستید، این مسئله را کنار بگذارید تا آمریکایی‌ها خباثت و دشمنی نکنند».
ایشان افزودند: این حرف البته از چند زاویه غلط بود؛ یکی اینکه انرژی هسته‌ای نیاز واقعی کشور است و تا چند سال دیگر، ایران به 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای نیاز دارد.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه خاطرنشان کردند: می‌گویید برای تأمین نیاز خود به انرژی، «نفت» دارید اما مگر نفت، ابدی است؟ آیا وقتی نفت تمام شد تازه به دنبال امکانات هسته‌ای برویم؟ آیا نسل‌های آن روز ما را لعنت نمی‌کنند که چرا به موقع، سراغ انرژی هسته‌ای نرفتید؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: همان موقع به این مسئولان می‌گفتم «انرژی هسته‌ای بهانه است اگر این را کوتاه بیایید آمریکایی‌ها بهانه دیگری می‌گیرند» آنها می‌گفتند «اینجوری نیست» اما حالا دیدید که همین‌جوری است و آنچه می‌گفتیم تحقق یافت.
ایشان افزودند: مسئله هسته‌ای را به شکلی که مخالفان ایران می‌خواستند قبول کردیم و زیر بار رفتیم اما دشمنی آمریکا و بهانه‌گیری آنها تمام نشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به بهانه‌های آمریکا درباره توان دفاعی و حضور منطقه‌ای ایران، تأکید کردند: اگر فردا اعلام کنید که دیگر موشک تولید نمی‌کنیم یا برد آنها را محدود می‌کنیم این مسئله تمام می شود، اما حتماً یک بهانه و قضیه دیگر را مطرح می‌کنند چرا که دعوای آنها با ما بنیادی است و آمریکا با اصل جمهوری اسلامی مخالف است.
ایشان علت اصلی این خصومت شدید را پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی و کوتاه شدن دست آمریکایی‌ها از ایران دانستند و افزودند: آنها می خواهند نظام را نابود و مجدداً بر ایرانِ دارای ذخایر مهم و موقعیت راهبردی حکم‌فرمایی کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آمریکایی ها نوکرانی می‌خواهند که مانند برخی حکام کشورهای منطقه فقط اطاعت کنند اما جمهوری اسلامی عزت خود و ملت ایران را به رخ آنها می‌کشد و این عظمت و سرافرازی برای آنها قابل تحمل نیست.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به نامه‌ای که ترامپ چند روز قبل برای حکام کشورهای خلیج فارس فرستاده است، افزودند: رئیس‌جمهور آمریکا در نامه به این کشورها دستور می‌دهد که این کارها را بکنید و آن کارها را نکنید، آنها می‌خواهند با نظام اسلامی همین گونه رفتار کنند اما نمی‌توانند چرا که جمهوری اسلامی ذلت ملت و کشور را در دوران قاجار و پهلوی به عزت و استقلال و ایستادگی تبدیل کرده و از منافع ملی خود کوتاه نمی‌آید.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان رفتار زشت و سخیف ترامپ را قابل انتظار خواندند و با اشاره به استمرار خباثت همه مسئولان مختلف آمریکایی در همه سالهای پس از انقلاب افزودند: کسانی که آن خصومت‌ها را نسبت به ملت ایران انجام می‌دادند، اکنون استخوانهایشان زیر خاک است اما جمهوری اسلامی ایستاده است، این آقا هم روزی بدنش زیر خاک می رود اما جمهوری اسلامی همچنان ایستاده و سرافراز خواهد بود.
بخش مهم دیگری ازسخنان امروز رهبر انقلاب اسلامی به «برجام» اختصاص داشت.
ایشان با یادآوری تذکرات مکرر خود در جلسات خصوصی و عمومی به مسئولان درباره پرهیز از اعتماد به امریکا افزودند: به مسئولین گفتیم قبل از هرقرارداد از طرف مقابل تضمین‌های واقعی بگیرید و به حرف آنها اعتماد نکنید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری شروط خود برای پذیرش برجام از طرف ایران گفتند: یکی از این شروط، تضمین کتبی و امضای رئیس‌جمهور وقت امریکا مبنی بر برداشته شدن تحریمها بود، البته مسئولان محترم تلاش کردند اما نتوانستند و نتیجه‌اش این شد که بعد از دو سال و نیم عمل کردن ایران به همه تعهدات، رئیس‌جمهورآمریکا ضمن خروج از برجام، ملت ایران را تهدید هم می‌کند!
رهبر انقلاب اسلامی در فراز بسیار مهم دیگری از سخنانشان به برخی حرفها درباره ادامه دادن برجام با سه کشور اروپایی اشاره کردند و افزودند: من به این سه کشور هم اعتماد ندارم و می‌گویم به اینها هم اعتماد نکنید. اگر می‌خواهید قراردادی ببندید، تضمین واقعی و عملی بگیرید والا فردا این ها هم همان کار امروز آمریکا را به شیوه دیگری خواهند کرد.
ایشان خاطرنشان کردند: اینها گاهی در حال لبخند، خنجر را در سینه طرف مقابل فرو می‌برند و با تعریف و تمجید ظاهری و این که ما می‌دانیم شما قرارداد را به هم نمی‌زنید، اهداف خود را دنبال می‌کنند.
رهبر انقلاب اسلامی درباره کار با اروپایی‌ها افزودند: این مسئله بسیار حساس است، اگر توانستید تضمین قطعی و قابل اعتماد بگیرید که البته بسیار بعید است، اشکالی ندارد و حرکت را ادامه دهید، و گرنه نمی‌شود به این شکل حرکت را ادامه داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مسئولان کشور را در معرض آزمونی بزرگ توصیف و تأکید کردند: مسئولان در معرض «آزمون بزرگ» قرار دارند که آیا عزت و اقتدار این ملت را حفظ خواهند کرد یا نه. باید عزت و منافع ملت به معنی واقعی کلمه تأمین شود.
ایشان افزودند: البته خوشبختانه مسئولان هم همین مسئله تأمین منافع را گفته‌اند اما برای تحقق این هدف باید با دقت، هوشیاری و عاقلانه با اروپایی‌ها روبرو شد و به حرف مسئولان اروپایی اعتماد نکرد، چرا که صرف حرف زدن اعتبار ندارد و آنها در عالم دیپلماسی کاملاً بی‌اخلاق عمل می‌کنند.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، این دیدار را به لحاظ حضور در جمع جامعه عظیم‌الشأن معلمان، یکی از شیرین ترین دیدارها توصیف کردند و با اشاره به جمله معروف امام خمینی(ره) که معلمی «شغل انبیاء» است، خاطرنشان کردند: متأسفانه هنوز جایگاه و منزلت معلم به صورت واقعی در جامعه تبیین نشده و در اذهان عمومی شکل نگرفته است که این کار فقط با صحبت امکان‌پذیر نیست بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و کارهای هنری در ابعاد مختلف است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه تعلیم و تربیت عمومی باید در جهت برخورداری از عدالت و تربیت انسان‌هایی عدالت‌پرور، عدالت‌ساز و عدالتخواه باشد، افزودند: جهت‌گیری و اهداف آموزش‌وپرورش در دوران 12 ساله تحصیل باید بگونه ای باشد که دانش آموز، جایگاه خود را در کاروان حرکت به سمت پیشرفت، بیابد و با احساس مسئولیت و با روحیه آزاداندیشی، راستگو، بلندهمت، شجاع، فداکار، پاکدامن و پرهیزکار، تربیت و تحویل جامعه شود.
رهبر انقلاب اسلامی، عرصه تربیت جوانان والا و با انگیزه و با همت را عرصه یک جنگ بزرگ و واقعی دانستند و گفتند: برخی می خواهند لالایی بخوانند تا ما خوابمان ببرد و متوجه این جنگ نشویم، درحالی‌که جریان مقابل نظام اسلامی به‌شدت تلاش دارد از راههای مختلف مانع تربیت نسل جوان با چنین خصوصیاتی شود.
ایشان با اشاره به وجود الگوهای برجسته و فراوان در جامعه، خاطرنشان کردند: ما برای تربیت نسل جوان منطبق بر اهداف و آرمان‌ها و جهت‌گیری‌های نظام اسلامی دچار فقر الگو نیستیم که سراغ فلان شخصیت تاریخی بیگانه برویم، بلکه الگوهای بزرگی همچون شهدای هسته‌ای، شهید چمران، شهید آوینی و شهید حججی داریم که با احساس مسئولیت و با قدرت و عزت و برای افتخار و سربلندی ملت، در مقابل دشمن ایستادند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه با تأکید بر لزوم تعلیم «علم نافع» در آموزش‌وپرورش، گفتند: نباید نگرش به آموزش‌وپرورش همانند نگرش به دیگر دستگاهها و ادارات باشد زیرا این مجموعه، فرصت کم‌نظیر و 12 ساله برای انتقال صحیح و جامع آرمانهای انقلابی و ملی و نهادینه‌کردن هویت ملی در کودکان و نوجوانان در اختیار دارد.
ایشان افزودند: آموزش‌وپرورش برای رسیدن به اهداف والای خود نیازمند نوسازی است و این نوسازی با تحقق سند تحول آموزش‌وپرورش، امکانپذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی، تحقق سند تحول را از واجب‌ترین کارها برشمردند و گفتند: به‌رغم اقدامات انجام‌گرفته اما گزارشها نشان می‌دهد، تا کنون فقط کمتر از 10 درصد از سند تحول آموزش‌وپرورش تحقق یافته است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: مطالبه اصلی من از آموزش و پروش این است که برای تحقق سند تحول، زمانبندی دقیقی معین و این سند اجرا شود.
ایشان یکی دیگر از کارهای ضروری برای تحقق سند تحول آموزش‌وپرورش را آشنایی بدنه آموزش‌وپرورش با این سند دانستند و در خصوص معاونت پرورشی نیز گفتند: من بارها بر موضوع معاونت پرورشی تأکید کرده‌ام و انتظار این است وزیر محترم که فردی با انگیزه و با نشاط هستند، این موضوع را به‌طور جدی پیگیری کنند.
یکی دیگر از نکاتی که رهبر انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار دادند، توجه همه‌جانبه و کاملاً حرفه ای و بدون تبعیض به موضوع تیزهوشان و مدارس سمپاد بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه در خصوص سند 2030 نیز گفتند: من سال گذشته، رسماً و علناً و با قاطعیت، اجرای این سند انحرافی را منع کردم که با استقبال مسئولان هم مواجه شد اما شنیده‌ام در بخش‌های مختلف، برخی مفاد سند 2030 در حال اجرا است که این به معنای قراردادن مهم ترین مسئله کشور، در اختیار بیگانگان است.
ایشان افزودند: معنی ندارد کشوری همچون ایران با این سابقه و فرهنگ و با این نظام مقتدر، برنامه های آموزشی و تربیتی خود را از دیگران بگیرد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین به موضوع دانشگاه فرهنگیان و دانشگاههای تربیت معلم پرداختند و گفتند: دانشگاههای تربیت معلم باید از نظر کیفی و کمّی توسعه یابند زیرا تا چند سال آینده تعداد زیادی از معلمان بازنشسته می‌شوند و کشور با بحران کمبود معلم مواجه خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه «معلمی» یک حرفه هنری و تخصصی است و نیاز به آموزش دارد، خاطرنشان کردند: متأسفانه در خصوص دانشگاه فرهنگیان و دانشگاههای تربیت معلم کوتاهی شده است و این دانشگاهها از لحاظ استاد، بودجه و فضای آموزشی دچار کمبودهای جدی هستند.
ایشان از وزارت علوم، سازمان مدیریت و سازمان امور استخدامی خواستند با همکاری وزارت آموزش‌وپرورش این مشکلات را برطرف کنند و سهمیه جذب اعضای هیأت علمی این دانشگاهها را افزایش دهند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خصوص جذب اساتید برای دانشگاههای فرهنگیان تأکید کردند: اساتید این دانشگاهها باید از لحاظ خصوصیات فکری و از لحاظ علمی و تدیّن و روحیه انقلابی، جزو شاخص‌ترین‌ها و منطبق با معیارهای سند تحول باشند.
ایشان با تأکید بر اینکه هسته‌های گزینش در رعایت این معیارها نباید هیچ گونه مسامحه‌ای انجام دهند، اساتید و دانشجویان دانشگاههای تربیت معلم را به انس با آثار شهید مطهری توصیه کردند.
رهبر انقلاب در پایان سخنانشان، آینده کشور را روشن و متعلق به ملت بویژه جوانان عزیز این سرزمین دانستند وتأکید کردند: آینده ایران ما، بدون تردید به مراتب بهتر از امروز خواهد بود.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان، خانم عادلی رئیس پردیس دانشگاهی نسیبه، خانم زهره اسلامی‌نیا دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان، دکتر سهراب مروتی استادمعلم دانشگاه فرهنگیان و آقای رامین نصیری معلم نمونه کشوری به نمایندگی از دانشجویان و استادان دانشگاه فرهنگیان و معلمان کشور به طرح دغدغه‌ها و دیدگاه‌های خود پرداختند.
محورهای مطالب مطرح شده به این شرح بود:
•     لزوم حمایت همه جانبه از دانشگاه فرهنگیان و ارتقای کمی و کیفی آن
•    ضرورت نهادینه کردن علم، ایمان، مهارت و کارآفرینی در دانش‌آموزان
•    انتقاد از اجرایی نشدن سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش
•    لزوم توجه جدی به معیشت و منزلت اجتماعی فرهنگیان
•    لزوم اصلاح ساختار جذب هیأت علمی و نیروی انسانی در دانشگاه فرهنگیان
•    نیاز به جذب و افزایش تعداد معلم با توجه به افزایش تعداد دانش‌آموزان و بازنشستگی تعداد زیادی از معلمان در سال‌های آینده
•    ضرورت تحقق عدالت آموزشی و توجه به دانش‌آموزان مناطق محروم و عشایری

همچنین آقای بطحایی وزیر آموزش‌وپرورش در گزارشی، معلمان را کانون اساسی و مؤثرترین عنصر در نظام تعلیم و تربیت خواند و گفت: برنامه‌ریزی و تحول در آموزش‌وپرورش با تکیه بر سند تحول بنیادین آن، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، کیفیت‌بخشی به مدارس دولتی و افزایش اختیارات آنها، کاربردی کردن آموزش‌ها و توسعه مهارت‌ها از مهمترین رویکردها و اقدامات انجام‌شده در آموزش‌وپرورش بوده است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در بدو ورود به دانشگاه فرهنگیان در جمع مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش، جمعی از اساتید دانشگاههای فرهنگیان و شهید رجایی و نمایندگان معلمان استانها حضور یافتند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان کوتاهی با تأکید بر اینکه هزینه‌کردن منابع در بخش آموزش در واقع سرمایه‌گذاری برای آینده کشور است، افزودند: اگر این سرمایه‌گذاری امروز انجام نشود، فردا خسارت آن را همگان خواهند دید.
ایشان با انتقاد از برخی تعابیر غلط مبنی بر اینکه دستگاههایی چون آموزش‌وپرورش بودجه کشور را می‌بلعند، گفتند: نباید این افکار انحرافی مبنای تأمین بودجه آموزش‌وپرورش با شیوه‌های شک‌برانگیز و مشکل‌زا قرار بگیرد، بلکه آموزش‌وپرورش باید همچون گذشته به صورت دولتی اداره شود.







      
   1   2   3      >